VHAبسم الله الرحمن الرحیم

دریشی لکس من چه میشود؟

روزی دوستان که چهار نفر بودند تصمیم گرفتند که به کوه و دامن تپه ها بروند تاکه غصّه های زندگی , رنجهای مسافرت , فراق و دوری وطن را برطرف کنند , یکی از این چهار نفر غراضه موتری را به مبلغ 2500 دالر خریده بود و به عنوان موتروان آماده شد که دوستان را به مقصد برسانند. از میان این چهار نفر یکی آنها برای اولین بار بود که دریشی لکسی را خریداری نموده و با پوشیدن آن و بستن نیکتایی آماده شد و بقیه رفقا همان لباس عادی را برتن داشتند که البته وضع مالی همگی خراب و تراب بودند.

از این چهار یکی بنام ج با عجله سیت پهلوی موتروان را اشغال و در انتظار دونفر دیگر نشست تا اینکه آقای  ح که با دریشی لکس روانه ی سفر بود خیلی متکبرانه پوز داده و در کنار درب جلو ایستاده و آمرانه با آقای ج گفت که سیت پیش روی را ترک کند تاکه او بجایش بنیشیند , ج در جواب گفت که ای بابا چوکی عقب موتر راحت تر است  برو بیادر ازیت ما نکو. آقای ح گفت که این همه لکس بودن بنده چه می شه و دریشی را برای چه خریده و پوشیده ام.

موتروان و دو نفر دیگر بی نهایت خندیده و گفتند که خدا پای ترقیده را موزه ندهد و اگر داد مانند آقای ح می شود که حالا حالا با بستن نیکتایی و دریشی نه خدا را خدا می گوید و نه بنده را رایت.

خیلی صحنه ی سازنده , آموزانده و مزه دار بود که اتفاق افتاد و برای عبرت و درس حادثه بود که نویسنده این مضمون به عنوان شاهد که تقریباً 19 سال از آن می گذرد را هرگز فراموش نه می کنم و براستی اگر دقت در امور زندگی و شناخت از رسالت انسانی نباشد انسان زود خودش را با بدست آوردن اندکترین سرمایه و اقتدار از دست می دهد و امروز اکثریت جدالها و رنجهای اجتماعی از همین موضوع ناشی می شود.

فاصله ی بزرگ میان فقراه و اغنیا اکثراً در عدم تعهد سرمایه داران می باشد که به وظیفه انسانی خویش عمل نه میکنند و در عدم پرداخت وجوهات تقلای شان بر  اینست که فقط و فقط بر سرمایه بیفزایند و بس...... سرمایه داران در مقابل مستمندان خشوع ندارند و با کراهت در مجالس فقراه گام می نهند و حتی حاضر نیستند که در مجالسی که فقراه و مستمندان حضور دارند شرکت کنند.

با یکی از دوستان پاکستانی صحبتی داشته و گفتم که پاکستانیها اکثراً چرا چاق و شکم های شان بر آمده اند , در جواب گفت که اگر شکمهای ما کلان نشود مهاراجه و پولدار محسوب نه می شویم فلذا باید شکم گنده داشته باشیم تاکه از ما احترام شود.

داشتن ثروت و پول لازمه زندگی انسان می باشد و یکی از ضروریات است که باید بندگان خدا از مجرای حلال سرمایه ی را کسب نموده و از زندگی احسن برخوردار شوند , امّا آنچه که لازم و ضروری برای یک انسان است اینست که سرمایه و ثروت نباید انسان را از اصالت انسانی اش باز داشته و او را به کام تکبر و غرور گرفتار نماید و در این زمینه مطالعه بسیار لازم است که انسان توان حفظ و هضم ثروت را پیدا کنند و با داشتن پول خودش را خدمتگذار خلق خدا بدانند و در نزد مردم خودش را گم نه نموده و بین خود و مستمندان فاصله ایجاد نکنند.

عالمی که علم دارد ولی حلم و تواضع ندارد , علم او وبال گردنش خواهند شد , فلذاست که می گویند عالم شدن چه آسان ولی انسان شدن چه مشکل..... بنا براین ما باید به ثروت مادّی و دنیایی برسیم و همانگونه باید قله های علم را نیز طی کنم آما در قبال باید درک کنیم که رسالت ما با داشتن ثروت مادّی و علمی آیا ما را به انسانیت و آدمیت آشنا می کند؟ و در قبال اجتماع بر اساس عدالت اجتماعی آیا متواضع مان خواهند ساخت؟

بهرصورت سفر آن روز بسیار خوش گذشت و بسلامی به محل اقامت برگشیم و از آن روز تا همین الان که این سطر را می نویسم 19 بهار سپری می شود و یک چشم بهم زدن عمری از ما گذشت که البته خیلی هم در حال غفلت و بی خبری.....

همه دوستان هرکدام الان برای خودشان کار و کاسبی خوبی دارند و داری تواضع و شادابی روحی اند امّا یک موضوع را باید گفت که در سر کوه بزرگ عکس یادگاری گرفتیم ولی چه عرض که البته آقای ح عینکش را بالای موتر گذاشته بود که بعد از حرکت متوجه شدیم که عینک آقا زیر تایر مور خرد و خمیر شده و این خودش نیز درسی دیگری از زندگی...... که بسیار آموزانده بود.

داستان عبرت انگیز

روزی تاجر ثروت مند در باغ تفریحیی خود که دارای میوه های گوناگون بود , در کنار زن جوان و ماه رخش مشغول لذّت بردن از زندگی بود , زن زیبا روی که دارای قلب پاکی بود , آماده شد که سفره و دسترخوان را پهن کند و مرغ بیریان را بر سفره بگذارد و این کار را کرد و از شوهرش خواست که غذا حاضر است.

شوهر متکبر قدم زنان آمد و بعد از قربان و جان من گفتن می خواست که با چنگال و کارد مرغ پخته را پاره کند و به خوردن شروع کند , که ناگهان صدای فقری از بیرون باغ بگوشش رسید که میگفت , بندگان خدا گرسنه ام کمکم کنید.

صدای ناله ی فقیر بر گرده و اندیشه ی جوان متکبر و پولدار خوش نیامد و با تمام نیرو بلند شده و بسوی درب باغ روان شد , زن گفت کجا و چرا چنین عجله؟ شوهر گفت: من از گدا ها و فقیران نفرت دارم و دوست ندارم که فقیری با در خواست کمک خوشی ام را بهم زند.

زن مدّبر و دانا بود و با التماس از شوهر خواست که کارش نداشته باشد زیراکه فقیر و ناتوان است و باید به او کمکی نمود تاکه نظر رحمت خدا بر ما بیفتد و تکرارً گفت که اگر به او ضرری برسانی نتیجه کار خود را خواهی دید , زن هر مقدار تمنّا نمود اثر نبخشید ولی اضطراب سرتا پای زن را گرفت که مبادا شوهرش به فقیر آسیبی برساند.

صاحب باغ درب را باز کرد دید که فقیری با لباس ژولیده تمنّا و التماس می کند که کمکش کند , مرد تاجر با فریاد بر سر فقیر که چرا آسایش او را بهم زده است چند سیلی محکم بصورت فقیرکوبید و از او خواست که رنگ نهسش را گم کند.

فقیر با آه و ناله گفت: بجای کمک صورتم را سرخ کردی و بدانکه خدا انتقام گیرنده هست و یقیناً در انتظار نتایج کارت باش که مانند سیلاب روزی زندگی ات را خواهند برد , فقیر بی نوا مظلومانه راهش را در پیش گرفت و با دستان بلند بسوی آسمان زمزمه کنان دور شد.

تاجر , مغرورانه برگشته و بر سر سفره نشست و به خوردن مرغ و سبزی و دوغ شروع نمود و بعد از پر شدن شکم در کنار زن جوانش دراز کشید, امّا خانمش , گرفته و ناراحت بود و به دلش این احساس شور می زد که نتیجه کار شوهرش چه خواهند شد؟

دست خدا بالاتر از همه دستهاست از آنجایکه او خودش شاهد ماجرای کوبیدن سر و صورت فقیر بود , باید ارباب قدرت را گوشمالی دهد و خدای جلیل چنین کار  را  کرد و تنها از راه گرفتن عقل تاجر متکبر , او را بخاک مذلّت نشاند و  در تجارتیکه هرگز فکرش را نه میکرد شکست سنگین خورده و هر آنچه که داشت از جمله خانه و باغ و...... همه را از دست داد و خلاصه همه ی بلاها از هر سو بر سر او فرود می آمد و بالآخره زندگی و حیات او در مدت کوتاهی کاملاً متلاشی گردیده و حسابی گدای گردید که هرگز در زهنش خطور نه میکرد و تاجایکه زن را نیز طلاق داده و تنها ماند.

روزها و ماها و سالها گذشت , زن شوهری جدیدی را انتخاب نمود و شوهر دومش مرد بسیار نجیب دل سوز و انسان حلیمی بود. او روزی از زنش خواست که برای رفع خستگی غذای بپزد و با خود در باغش که تازگیها خریده است ببرد. زنش اینکار را نمود و بعد از تهیه مرغ و سبزی و سایر ضروریات هردو وارد باغ شدند.

زن بعد از ورود در باغ شوهر جدیدش بر بدنش لرزه ی افتاد و بلافاصله بر زمین نشسته و آهی کشیده و زیر لب گفت: خدایا باورم نه میشود که بار دیگر در همین باغ شاهد جریانی باشم که تصورش را نه میکردم؟.... مرد سوال کرد که چرا بر زمین نشستی مگر از باغ خوشت نیامد؟ گفت نه چنین نیست بلکه نارحتی اندکی پیش آمد که قدری گیجم کرد , هردو در کنار هم نشستند و سفره و دسترخوان را باز نمود و غذا را آماده ساخت.

شوهر می خواست که غذا را میل کند که ناگهان صدای پیچیده و گفت کمکم کنید فقیرم و گرسنه , مرد رو به زنش نموده و گفت که بشقابی را پرکن که برای فقیر ببرم , زن گفت اول شما بفرماید بعداً به فقیر می پردازیم , مرد گفت: به گلویم نه می رود زن , زودتر غذا را ببرم که خدا حق او را بر گردن ما نهاده است ؛ تو چه دانی که خدای بزرگ  شاید ما را امتحان کند؟

زن مطابق میلش بشقاب را از هرچیز پر کرد و از اینکه در این زمینه از گذشته تجربه داشت خود بشقاب را برای فقیر برد و از گوشه درب به فقیر داد و  با نگاهی عمیق متوجه شد که فقیر همان است که قبلاً  صاحب همین باغ و شوهر اول او بود.

زن بعد از دیدن ماجرا زار زار گریه کرده و با خود زمزمه می کرد که خدایا انتقام گیرنده تویی و ای خدایکه همه آنچه که انجام میگیرد سرّی در آن نهفته هست که جز تو کسی نداند......شوهر جدید متوجه گریه خانمش شد و چشمان اشک آلوده ی زنش را دیده و پرسید که چرا گریه می کنی؟ زن گفت این گدا صاحب اقتداری بوده و سرمایه های داشت امّا روزگار با او چه کرده که چنین شده است.

مرد گفت بیا , ناراحت نباش و حتماً او را در زیر بال خود میگریم و زندگی اش را سامان می بخشیم و بگذار که او را صدا کنم که بیاید و در همین باغ برای ما کار کند , درب را باز کرده و دید که بلی روزی همین شخص یعنی همین گدا که صاحب مکنت و مقامی و مالک همین باغ بود با تمام تکبر و غرور او را در جلوی همین باغ با سیلی های محکم به صورتش مورد هجوم قرار داده و با دشنام و ناسزا او را رانده است.

صاحب باغ بلافاصله درب را بست و به خانمش گفت: که این گدا لیاقت آن را ندارد که با او همکاری شود و بگذار در غمی که خود کاشته است بسوزد......

آری دست خدا بالاتر از همه ی دستهاست که اگر بدانیم و امیدوارم که این داستان ما را با خودمان آشنا سازد.... بقلم اللهیاری     

 

با توکل بر خدا و با دعا و نیاش دارو را مصرف نمود

بنام خدای واحد که شفای دل ، و جسم جان انسان به نامش شفا می باید . خدا اگر درد را آفریده است, درمان را نیز برای نفی دردها بوجود آورده است. اگر در درمان بیماریها و تبهای شدید عجله داشته و در سدد بدست آوردن صحیت و سلامی خویش هستیم , باید راه چاره را نیز جویا شد تاکه اثرات دارو موثر واقع شود. شفا و درمان در قدم اول اتکاه به بانی گیاهان است گه در وجود هرگیاهی راز و حکمتی را خلق کرده و درمتن میوه جات و سبزیها موثر ترین دارو  را آفریده هست. مثلاً در خصلت سیب عجیب تعریفی کرده اند و دارای ویتامین فوق العاده ی که در درمان هر بیماری موثر می باشد .

نویسنده این مضمون با مشکلی تب و بیماریی ناتوانی مبتلا بودم و گاهی هم حالت گیجی پیش می آمد, خیلی خسته بوده و وجودم در حال ضعف دایمی می رفت. اما ناگهان چشمم به سیبی افتاد و هوس خوردن برایم پیش آمد, سیب را شستم و با پست آن کاملاً با اشتهایی که قابل باور نه بود نوش جان کردم و سیب دومی را نیز همین طور, بعد از مدتی با تعجّب در وجودم راحتی عجیبی را احساس نموده و تمنایی خوردن غذا نیز عاید شد. خدای بزرگ دیدگانم را وسیله درمان قرار داد و تمنایی خوردن سیب پیش آمد و دردهای بدنی ام از بینرفت و بدنم سالم گردید. باور کنید که الان در اکثریت مواقع برای درمان دردهای خود و خانواده سیب را و سیله قرار داده و از شفا دهنده تشکر می کنم که مرا با این نعمت بزرگ آشنا ساخت. 

 نا گفته نماند که سیب برای درمان پیچیش نیز موثر است. خوردن سیب تُرش در حافظه اثر منفی دارد. و افراط در خوردن سیب شرین نیز اثر برعکس خواهد گذاشت و امیدوارم که خواهران و برادران عزیز در تمام شرایط زندگی اعتدال را رعایت کند. و از جمله در خوردن مواد غذای و میوه جان و حتی در معامله همسرداری و.....

دعا در درمان اثر فوق العاده داشته و بیماریکه یاد خدا را در دل نداشته و از او شفا نیابد, اگر اجلش نرسیده باشد, ولی بیماری اش طول خواهد کشید. لذا دعا مخ عبادت و اگر دعا در درمان روح اثر دارد, در درمان بدن نیز موثر قطعی می باشدVHA

دستهاي آلوده، عامل انتقال 80 درصد سرماخوردگي‌ها

با تغيير فصل شكايت از گلودرد، عطسه و سرفه بيشتر شده است اما بسياري از اين ناراحتي‌ها به خصوص وقتي كه مقطعي باشد، سرماخوردگي نيست و نوعي آلرژي محسوب مي‌شود؛ با اين حال حدود 80 درصد سرماخوردگي‌ها از طريق دست منتقل مي‌شود.

 به طور كلي با تغيير فصل از تابستان به پاييز و سرد شدن هوا بيماريهاي اسهالي و مسموميتها جاي خود را به بيماريهاي تنفسي مي‌دهند اما اين بيماريها طيف وسيعي از عفونتهاي گوش، برونشيت، سينوزيت، عفونت گلو، سرماخوردگي و آنفلوانزا را شامل مي‌شوند بخش مهمي از اين ناراحتي‌ها نيز حساسيت و آلرژي به مواد مختلف است كه به خصوص در زمان تغيير فصل تشديد مي‌شود.

حميد عمادي، متخصص بيماريهاي عفوني در اين مورد مي‌گويد: بسياري از ناراحتي‌هاي تنفسي و عطسه هاي مكرر در زمان تغيير فصل سرماخوردگي نيست بلكه آلرژي و حساسيت است كه در فصل بهار بيشتر به علت گرده افشاني گياهان اتفاق مي‌افتد و در فصل پاييز به علت پديده كانوژن يا واروزدگي هوا و معلق بودن ذرات آلوده در هوا به وجود مي‌آيد اين امر به خصوص در تهران و شهرهاي بزرگ كه آلودگي بيشتري دارند بيشتر به چشم مي‌خورد.

وي اضافه مي‌كند: اما بيماري سرماخوردگي يك بيماري عفوني است كه با عطسه و سرفه فرد بيمار، ميكروب آن وارد هوا مي‌شود، اين ميكروبها پس از عطسه يا سرفه بيمار بيشتر از دو متر جا به جا نمي‌شود، در هوا معلق نمي‌مانند و به سرعت بر روي سطح زمين، ميز، صندلي، دستگيره در يا هر جاي ديگر مي‌نشينند.

عمادي مي‌افزايد: قطركهاي آلوده به ميكروب سرماخوردگي بر روي سطوح محيط تا دو روز مي‌مانند، در اين مدت اگر يك فرد سالم به قسمتهاي آلوده اين وسايل دست بزند، ميكروب بيماري به دست او منتقل مي‌شود، اما اين ميكروب از طريق پوست سالم موجب بيماري نمي‌شود و فقط هنگامي عامل بيماري است كه دست آلوده به ميكروب با چشم، بيني يا دهان فرد تماس پيدا كند.

اين پزشك متخصص معتقد است: با اين تعريف مي‌توان گفت، 70 تا 80 درصد سرماخوردگي‌ها از طريق دست منتقل مي‌شود، دست زدن به سطوح آلوده يا دست دادن با فردي كه بيمار است يا دستش بر اثر تماس با محيط آلوده شده است موجب انتقال اين بيماري مي‌شود، بنابراين براي جلوگيري از شيوع اين بيماري توصيه مي‌شود كه همه افراد به طور مرتب دستهاي خود را با آب و صابون بشويند و از روبوسي و دست دادن با افرادي كه سرماخورده‌اند يا در معرض آن بوده‌اند بپرهيزند.

يكي ديگر از علل شيوع سرماخوردگي در فصول سرد سال تغيير ناگهاني دما از يك اتاق گرم در بسته به محيط سرد خارجي است علاوه بر آن سرما به خودي خود يكي از عوامل تضعيف سيستم ايمني بدن است به همين علت به همه مردم توصيه مي‌شود همواره با پوشيدن لباس گرم بدن خود را گرم نگه دارند.

به گفته حميد عمادي،‌ تضعيف سيستم ايمني بدن بر اثر سرما امكان ابتلا به سرماخوردگي و ساير بيماري عفوني را به شدت افزايش مي‌دهد، اين امر به خصوص در مورد كودكان، افراد مسن و افراد ضعيف به شكل بارزي ديده مي‌شود، بنابراين گرم نگه داشتن بدن و تقويت سيستم ايمني بدن يكي از عوامل مهمي است كه از بروز بيماريهاي عفوني مي‌كاهد.

از اين پزشك متخصص در مورد مصرف آنتي بيوتيك و انواع دارو براي مقابله با سرماخوردگي و ناراحتي‌هاي تنقسي مي‌پرسيم، او مي گويد: به طور كلي يك قاعده مهم پزشكي وجود دارد كه هر چه كمتر به سمت مصرف قرص و دارو برويم بهتر است اما متاسفانه مردم ما نه تنها با اولين عطسه شروع به مصرف دارو به خصوص آنتي بيوتيك مي‌كنند بلكه حتي در صورت مراجعه به پزشك نيز اصرار به تجويز دارو دارند و معتقدند اگر پزشكي دارو ننويسد پزشك خوبي نيست.

عمادي اضافه مي‌كند: مصرف آنتي بيوتيكها و ساير داروها حتما بايد در صورت لزوم با تجويز پزشك باشد و در موارد كاملا ضروري انجام شود، در مورد سرماخوردگي بهترين راه پيشگيري از بروز اين ناراحتي گرم نگه داشتن بدن و تقويت سيستم ايمني بدن با تغذيه مناسب و مصرف ميوه است ، در مورد آلرژيها نيز بهتر است تا جاي ممكن از مصرف آنتي هيستامينها پرهيز شود و به جاي آن شست و شوي مخاط دهان و بيني با آب و نمك توصيه مي‌شود مگر موارد خاصي كه به علت شدت آب ريزش از بيني و عطسه زندگي عادي فرد مختل شود.
بسياري از مردم در فصل سرما نه تنها به مصرف خودسرانه دارو و خود درماني مي‌پردازند بلكه با رعايت نكردن اصول بهداشتي به انتشار اين بيماري در جامعه نيز دامن مي‌زنند.

مسئله ديگر روزه گرفتن در ماه رمضان است و اينكه آيا افرادي كه دچار اين نوع بيماريهاي تنفسي هستند، مي‌توانند روزه نگيرند، عمادي در اين مورد مي‌گويد: به جز موارد محدودي مانند بيماريهاي كليوي كه به طور قطع بيمار از روزه گرفتن منع مي‌شود، در مورد بقيه بيماريها تقريبا هيچ منافاتي بين روزه گرفتن و كنترل بيماري وجود ندارد با اين حال اين خود فرد است كه مي‌تواند ميزان مقاومت بدن خود را بسنجد و در واقع اين امر به ميزان اعتقاد او نيز بستگي دارد با اين حال حتي در صورت بروز بيماري و لزوم مصرف دارو نيز مي‌توان با تغيير زمان مصرف دارو در هنگام سحر و افطار به راحتي روزه را به پا داشت.

طبّ و دانش

تحقیقات جدید نشان می دهد گرسنگی و معده خالی به بازیابی حافظه کمک می کند. به گزارش BBC ، محققان آمریکایی دریافته اند هورمون گرسنگی ، گرلین ، تعداد اتصالات عصبی موجود در ناحیه ای از مغز که خاطرات جدید در آن تشکیل می شوند را افزایش می دهد. گرلین بوسیله معده خالی به خون ترشح می شود و گیرنده های سراسر مغز را فعال می کند. دانشمندان پیش از این می دانستند که این هورمون بر روی ناحیه ای از مغزبنام هیپوتالاموس عمل می کند تا احساس گرسنگی را برانگیزد اما تاثیر هورمون در جای دیگری از مغز هنوز کاملا مشخص نشده است. این گروه تحقیقاتی دریافته است که ظاهرا هورمون بر عملکرد یک ناحیه دوم تحت عنوان هیپوتالاموس که برای یاد گیری ضروری است ، تاثیر می گذارد. محققان می گویند بر اساس یافته های فوق گرلین اعمال بیشتری را در مغز کنترل می کند و یک ارتباط ملکولی را بین توانایی های یاد گیری و متابولیسم انرژی نشان می دهد. آنها معتقدند این احتمال وجود دارد که از هورمون گرلین برای تولید داروهای جدید برای مقابله با نقص یاد گیری و حافظه استفاده کرد.

چای سبز کمک به ذهن شما

دانشمندان مي گويند استفاده از چاي سبز از تحليل رفتن قواي ذهني و فكري انسان جلوگيري مي كند. به گزارش خبرگزاري رويترز گروهي‌ از محققان‌ ژاپني دريافته اند افرادي‌ که‌ مرتب‌ چاي‌ سبز ‌مي‌نوشند در دوران‌ کهولت‌ سن‌ ، کمتر از ديگران‌ دچار تحليل‌ قواي‌ ذهني‌ مي‌شوند‌. پژوهشگران‌ دانشکده‌ پزشکي‌ دانشگاه‌ توهوکوي‌ ژاپن‌ با مطالعه‌ بيش‌ از هزار ژاپني‌ هفتاد سال به بالا‌ دريافتند قواي‌ ذهني‌ و شناختي‌ زنان‌ و مرداني‌ که‌ بيشتر چاي‌ سبز مي‌نوشند ، نسبت‌ به‌ افراد ديگر بهتر است.‌ اين‌ يافته‌ها بر اساس‌ مطالعات‌ ازمايشگاهي‌ بوده‌ است‌ که‌ نشان‌ مي‌دهد چاي‌ سبز حاوي‌ ترکيباتي‌ است‌ که‌ از تحليل‌ سلول‌هاي‌ مغزي‌ همانند انچه‌ در بيماري‌ آلزايمر و پارکينسون‌ روي‌ مي‌دهد ، جلوگيري‌ مي‌کند‌.‌ ‌اين‌ پژوهشگران‌ بر اين باورند كه احتمالا به‌ علت‌ اثار پيشگيرانه‌ چاي‌ سبز است‌ که‌ بيماري‌هايي‌ مانند جنون الزايمر در ميان‌ مردم‌ ژاپن‌ در مقايسه‌ با اروپا و شمال‌ امريکا کمتر مشاهده‌ مي‌شود‌.‌

سبزیجات در کاهش وزن فوق العاده اثر دارد

دانشمندان مي گويند اگر دوست داريد وزن مناسب داشته باشيد، غذاي بدون گوشت مصرف كنيد. به نوشته عرب آنلاين، آن ها با بررسي 22 هزار نفر طي پنج سال دريافتند كساني كه گياهخوارند، چند كيلو از گوشتخوارها، لاغرترند. براساس اين تحقيق، گوشتخوارها با تغيير رژيم غذايي خود و رو آوردن به گياهخواري، به تدريج وزن كم مي كنند.تيم كي، استاد دانشگاه گفت: تحقيقات نشان داد شايعات درباره تاثير رژيم غذايي پروتئني براي داشتن وزن مناسب كافي نيست.

 ©2003, Voice of Hazarajat
Last Update : 2010/06/24        >>>Back to Home