یاد خـــــــــــــــــــدا مایه
آرامـــــــــــــــــــش دلها
الّذین امنوا تطمئنّ قلوبهم بذكر الله ألا بذكر الله تطمئنّ
القلوب.
آنها كسانی هستندكه ایمان آوردهاندودلهایشان به یاد خدا مطمئن و
(آرام) است آگاه باشید با یاد خدا دلها آرامش مییابد.« رعد،28»

در این آیه اوصاف ایمان آورندگان را بیان میكند. چگونه دل با یاد
خدا آرام میگیرد همیشه اضطراب و نگرانی یكی از بزرگترین بلاهای
زندگی انسانها بوده و هست و عوارض ناشی از آن در زندگی فردی و
اجتماعی كاملاً محسوس است. همیشه آرامش یكی از گمشدههای مهم بشر
بود و به هر دری میزند تا آن را پیدا كند و اگر تلاش و كوشش
انسانها را در طول تاریخ برای پیدا كردن آرامش از طرق صحیح و كاذب
جمع آوری كنیم خود كتاب بسیار قطوری را تشكیل میدهد.
آرامش و دلهره نقش بسیار مهمی در سلامت و بیماری فرد و جامعه و
سعادت و بدبختی انسانها دارد و چیزی نیست كه بتوان از آن به آسانی
گذشت و به همین دلیل تاكنون كتابهای زیادی نوشته شده كه موضوع آنها
فقط نگرانی و راه مبارزه با آن و طرز به دست آوردن آرامش است.
تاریخ بشر مملوّ است از صحنههای غم انگیزی كه انسان برای تحصیل
آرامش به هر چیز دست انداخته و در هر وادی گام نهاده و تن به انواع
اعتیادها داده است. ولی قرآن با یك جمله كوتاه و پر مغز مطمئنترین
و نزدیكترین راه را نشان داده و میگوید «بدانید كه یاد خدا آرامش
بخش دلها است.[1]
رابطه ایمان با
اطمینان قلب
از ظاهر سیاق برمیآید كه صدر آیه بیان ذیل آیه قبل است، یعنی بیان
جمله در (من اناب) است و میفهماند انابه همان ایمان و اطمینان قلب
است با ذكر خدا البته این از ناحیه عبد است كه او را آماده و مستعد
میسازد برای اینكه مشمول عنایت و عطیه الهیه گردد.
همچنان كه فسق و اعراض از حق در طرف ضلالت خود زمینه را آماده برای
اضلال خدایی میكند. و لذا میبینیم فرمود (و ما یضل به الا
الفاسقین) و با آن گمراه نمی كند مگر تبهكاران را. و نیز
فرمودند:(فلما زاغوا ازاغ الله قلوبهم و الله لا یهدی القوم
الفاسقین) به سوی باطل میل كردند خداوند هم دلهایشان را گریزان از
حق و متمایل به باطل كرد و خدا مردم تبهكار را هدایت نمیكند.
و ایمان به خدا به صرف این نیست كه انسان بداند و درك كند كه خدا
حق است زیرا مجرد دانستن و درك كردن ملازم با ایمان نیست، بلكه با
استكبار و انكار هم میسازد همچنان كه خودش فرمود:(و جحدوا بها و
استیقنتها انفسهم) آن را انكار كردند در حالی كه دلهایشان بدان
یقین داشت. و چون میدانیم ایمان با انكار نمیسازد. پس نتیجه
میگیریم ایمان صرف ادراك نیست بلكه عبارت است از پذیرایی و قبول
مخصوصی از ناحیه نفس نسبت به آنچه درك كرده، قبولی كه باعث شود
نفس در برابر آن ادراك و آثاری را كه اقتضاء دارد تسلیم شود و
علامت دانستن چنین قبولی این است كه سایر قوا و جوارح آدمی نیز آن
را قبول كند. مانند خود نفس در برابرش تسلیم شود.
اینجاست كه میبینیم بسیاری از اشخاص با علم و درك زشتی و پلیدی
عملی مع ذلك به آن عمل اعتیاد دارند و نمیتوانند خود را از آن باز
دارند برای همین است كه قبح آن را تنها درك كردهاند ولی ایمان به
آن ندارند و در نتیجه تسلیم درك خود نشدند.
و بعضی دیگر را میبینیم كه علاوه بر درك، تسلیم هم شدهاند و بعد
از تسلیم توانستهاند بدون درنگ دست از آن كار بردارند و این همان
ایمان است.
در آیه مورد بحث آن را ایمان و اطمینان قلب نامیده و آن عبارت از
این است كه آدمی خود را در قبول امر مقبول در امنیت ببیند و قلبش
با آن تسكین و آرامش یابد و آن امر در قلبش راه پیدا كند و در آن
جایگزین شود بدون اینكه قلب مضطرب و یا روی گردان شود.
از همین جا معلوم میشود كه جمله (و تطمئن قلوبهم بذكر الله) عطف
تفسیری بر جمله: و آمنوا است و در نتیجه میفهماند كه ایمان به خدا
ملازم با اطمینان قلب به وسیله یاد خدا است.
تأثیر یاد خدا در وجود انسان.
بنابراین هر وقت كه دل آدمی به یاد خدا بیفتد اولین اثری كه از خود
نشان میدهد این است كه ملتفت مقصودها و تقصیرها و گناهان خود
گشته، آن چنان متأثر شود كه عكس العملش در جوارح لرزه اندام باشد
دومین اثرش این است كه متوجه پروردگارش میشود كه هدف نهائی فطرت
اوست و در نتیجه خاطرش سكونت یافته و به یاد او دلش آرامش مییابد.[2]
ذكر خدا چیست و چگونه است.
ذكر گاهی به معنی یادآوری چیزی به زبان یا به قلب است، ذكر دو گونه
است. ذكر قلبی و ذكر زبانی
و هر یك از آنها دو گونه است یا پس از فراموشی است و یا بدون
فراموشی و به هر حال منظور در آیه فوق از ذكر خدا كه مایه آرامش
دلها است تنها این نیست كه نام او را بر زبان آورد و مكرّر تسبیح و
تهلیل و تكبیر گوید بلكه منظور آن است كه با تمام قلب متوجه او و
عظمتش و علم و آگاهیش و حاضر و ناظر بودنش گردد و این توجه مبدأ
حركت و فعالیت در وجود او به سوی جهاد و تلاش و نیكیها گردد و
میان او و گناه، سد مستحكمی ایجاد كند این است حقیقت ذكر كه آن همه
آثار و بركات در روایات اسلامی برای آن بیان شده است.[3]
آن چنان كه نوش دارو مایه راحتی و آرامش مار گزیده است همان طور
كه مار گزیده به نوش دارو و ركون و اعتماد نموده خود را به آن
میرساند و پس از به كار بردن آن احساس نشاط، سلامتی و عافیت
میكند، نفس نیز از یاد خدا این احساس را مینماید.
پس هر قلبی به طوری كه جمع محلّی به الف و لام (القلوب) افاده
میكند با ذكر خدا اطمینان مییابد و قلق و اضطرابش تسكین پیدا
میكند آری این معنا حكمی است عمومی كه هیچ قلبی از آن مستثنا نیست
مگر اینكه كار قلب به جائی برسد كه در اثر از دست دادن بصیرت و
رشدش دیگر نتوان آن را قلب نامید البته چنین قلبی از ذكر خدا
گریزان و از نعمت و طمأنینه و سكون محروم خواهد بود.
همچنان كه فرمود:فانها لا تعمی الابصار و لكن تعمی القلوب التی فی
الصدور، دیدگان كور نمیشود و لكن دلها كه در سینههاست كور
میگردد.[4]
و نیز فرمود: لهم قلوب لا یفقهون بها، قلب دارند و لكن با آن
نمیفهمند.[5]
و نیز فرمود: نسوا الله فنسیهم، خدا را فراموش كردند خدا هم ایشان
را فراموش كرد.[6]
دلها جز به یاد خدا به غیر دیگری اطمینان نمییابد.
تنها به یاد او دلها آرامش میباید.
و اگر دلی به یاد غیر او آرامش یابد دلی است كه از حقیقت حال خود
غافل است اگر متوجه وضع خود بشود بدون درنگ دچار رعشه و اضطراب
میگردد.[7]
صاحب مجمع البیان برای ذكر معنائی كرد كه برگشتش به ذكر لفظی است
او گفته است خداوند تعالی یك جا ذكر را مایه اطمینان قلب دانسته و
در جایی دیگر باعث وجل و ترس قلب خوانده این بدان جهت است كه مقصود
از ذكر در اولی به یاد آوردن ثوابها و نعمتهای اوست كه به شمار
نمیآید و منّتهای او كه كسی را یارای تلافی آن نیست آدمی وقتی به
یاد نعمتهای او میافتد دلش آرام میگیرد و مقصود از ذكر در آنجا
كه باعث ترس و اضطراب قلب میشود به یاد آوردن عقاب خدا و انتقام
اوست كه به یاد هر كه بیاید آرامش را از او سلب میكند.[8]
ذكر یك مصداقش نماز است.
علی ـ علیه السّلام ـ فرمود:
یاد خدا بودن باعث سرور و شادی هر پرهیزگار و لذت بردن هر شخص
درستكاری است.[9]
در حدیث میخوانیم كه از وصایایی كه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله
ـ به علی ـ علیه السّلام ـ فرمود این بود: ای علی سه كار است كه
این امت طاقت آن را ندارند (و از همه كس ساخته نیست) مواسات با
برادران دینی در مال 2ـ و حق مردم را از خویشتن دادن،3ـ و یاد خدا
در هر حال ولی یاد خدا (تنها) سبحان الله و الحمد الله و لا اله
الا الله و الله اكبر نیست بلكه یاد خدا آن است كه هنگامی كه انسان
در برابر حرامی قرار میگیرد از خدا بترسد و آن را ترك گوید.
در حدیث دیگری میخوانیم علی ـ علیه السّلام ـ فرمود:
ذكر دو گونه است یاد خدا كردن به هنگام مصیبت (و شكیبائی و استقامت
ورزیدن) و از آن برتر آن است كه خدا را در برابر محرمات یاد كند و
میان او و حرام سدی ایجاد نماید.[10]
[1]
. تفسیر نمونه،ج 10، ص 210.
[2] . المیزان، ج 11، ص 543، 545.
[3] . نمونه، ج 10، ص 215.
[4] . حج / 4.
[5] . اعراف / 17.
[6] . توبه / 67.
[7] . المیزان، ج 11، 545.
[8] . المیزان، ج 11، ص 545.
[9] . غرر الحكم، ص 405.
[10] . تفسیر نمونه ج 10، ص 216
در باره استاد شهید عبدلعلی مزاری
تاثیر نماز صبح بر کاهش حملههاي قلبي
تحقيقات نشان ميدهد؛ اداي به موقع نماز صبح و بيدار شدن از
خواب طولاني مدت به ويژه در حوالي صبح ميتواند در پيشگيري از
بيماريهاي قلبي عروقي موثر باشد.
دکتر مهرداد فخرالديني متخصص قلب و عروق در گفت وگو با ايسنا واحد
علوم پزشکي ايران گفت: با توجه به اين که حملات قلبي به خصوص
سکتههاي قلبي در اوايل صبح بيشتر اتفاق ميافتند و در اين زمان
غلظت خون به حداکثر رسيده، فشار خون و فاکتورهاي لخته شدن خون در
رگها در بيشترين ميزان آن است، بنابراين بيدار شدن در اين زمان
ميتواند به کنترل و تنظيم گردش خون و کارکرد قلب کمک کند.
وي در ادامه ضمن بيان اينکه گرفتگي قلب و حملات قلبي از
خطرناکترين بيماريهاست و عامل اصلي تصلب شرائين و انسداد
شاهرگها خواب طولاني مدت در شبانه روز است، افزود: اداي نماز صبح
به دليل همزماني آن با اوايل صبح و همچنين ايجاد آرامش روحي در
افراد در کاهش فاکتورهاي خطر حملات قلبي موثر است.
وي افزود: علاوه بر اين فاکتور، در فصل زمستان نيز به دليل تاثير
سرما، افزايش گرفتگي عروق و حملات قلبي بيشتر ديده ميشود.
دکتر فخرالديني خاطرنشان کرد: بنابراين نماز به موقع در هنگام صبح
و بيدار شدن در اوايل صبح به جلوگيري از سکتههاي قلبي کمک كرده و
نقش موثري در فعاليت هورمونها، سلولها و در نتيجه تنظيم گردش خون
دارد.
مسلمان شدن بزرگـــــــــــترين مبلغ مسيحي
مأمور خدا
مأمور خدا کله ی سيلويو برلوسكني صدر اعظم متکّبر اتالیا را نشانه
رفت و به ایشان آموخت که غرور , تکبر و حرکات استکبار گونه عاقبتش
رسوایی و ذلت خواهند بود همان گونه که بوش ریس جمهور سابق آمریکا
نیز با تمام تلاش ضد انسانی اش , توسط یک کفش متلاشی شده و
برباد رفت و خدا پوز او را بخاک مذلت مالید .
امّا حمله «پرمنفعت»!
دست اندركاران امور خبر تعريف مي كنند كه از زماني كه نخست وزير
«سيلويو برلوسكني» با ضربه مجسمه اي كه به صورتش خورد، «كله پا»
شده، كاروبار دكه هاي فروش اشيا و مجسمه هاي يادگاري هم رونق زيادي
پيدا كرده است!
چراكه، حالا بازار پرشده از خريداراني كه دربه در دنبال مجسمه
كليساي «دوئومو» ميلان، همان كه جناب «برلوسكني» را كله پا كرد، مي
گردند و از آن چندتا چندتا مي خرند! «ماريو مانتوتزي» كه يكي از
همين فروشنده هاست و دكه اي در ميدان كليسا دارد، با خوشحالي مي
گويد كه مجسمه «دوئومو» اين روزها بهترين فروش را دارد و نان همه
را روغني كرده است.
او توضيح مي دهد: «مردم جلوي دكه توقف مي كنند، مجسمه را مي گيرند
و سبك و سنگين اش مي كنند، و بعد هم لبخندزنان سعي مي كنند تصور
كنند كه پرت كردن چنين شيء كوچك اما سنگيني چقدر خرابي فيزيكي مي
تواند به بار آورد! به هرحال، براي «برلوسكني» كه به قيمت دو دندان
و يك دماغ شكسته و لب هايي پاره پاره تمام شد و روانه بيمارستانش
كرد! حالا، اگرچه خيلي ها هم دلشان براي جناب نخست وزير سوخت، اماّ توريست برزيلي، كه
مي گويد: «من هرطور شده بايد يكي از اين مجسمه ها تهيه كنم. اين
هديه كريسمس من خواهد بود به عنوان یادگار از مشت آهنین مأمور خدا»

عکس بالا نشانگر درد دلی انسانی هست که 82 سال قبل در روی سنگی هک
شده است این آثار بسیار عالی در گردنه جیرکنه گردان جاغوری ثبت است
و بنده از آقای خبیب میرزایی چندین بار تمنا نمودم که عکس این
آثار گرانبها را برایم ارسال دارد که البته بعد از مدتها انتظار
خواسته ام بر آورده شد.
فرزندان قوم ما در هرکجا که هستند برای حفظ حیثیت و وقار انسانی
خویش باید کوشا باشند و این موضوع را که همه ما هزاره هستیم , باید
فرزندان هزاره با درایت فکری و عقلی بسوی کمال انسانی حرکت کنند و
برای بدست اوردن علم روز , به پیش روند. نام و نشانیکه داریم یعنی
هزاره بودن رازیست که از طریق آن شناخته می شویم و حفظ نام و نشان
ما بسته به اداب و رسومی دارد که خدا آن را برای ما معین کرده است
یعنی اطاعت از والدین بر اساس شناخت و عقل , و باید توجه داشت که
والدین نعمتی از نعمت های الهی بوده و در برابر امر و نهی آنان
نباید ایستاد و الا اگر خدای نخواسته والدین دل شکسته شد , آثار
زشتی و پلیدی در وجود فرزندان بوجود خواهند آمد..... امیدوارم که
موفق باشید.
نااميدي بزرگترين مصيبت
قال الامام علي(ع): اعظم البلاء انقطاع الرجاء
امام علي(ع): بزرگترين مصيبت قطع اميد است1.
1- غررالحكم، ماده رجا
سوره زمر قرآن مجید
آيه 53 - 55
آيه و ترجمه
قُلْ يَعِبَادِى الَّذِينَ
أَسرَفُوا عَلى أَنفُسِهِمْ لا تَقْنَطوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ
إِنَّ اللَّهَ
يَغْفِرُ الذُّنُوب جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ
(53
وَ
أَنِيبُوا إِلى رَبِّكُمْ وَ أَسلِمُوا لَهُ مِن قَبْلِ أَن
يَأْتِيَكُمُ الْعَذَاب
ثُمَّ لا تُنصرُونَ (54وَ اتَّبِعُوا أَحْسنَ مَا أُنزِلَ
إِلَيْكُم مِّن
رَّبِّكم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكمُ الْعَذَاب بَغْتَةً وَ
أَنتُمْ لا
تَشعُرُون 55
53بگو:
اى بندگان من كه بر خود اسراف و ستم كرده ايد! از رحمت خداوند
نوميد
نشويد كه خدا همه گناهان را مى آمرزد.
54 -
و به درگاه پروردگارتان بازگرديد، و
در برابر او تسليم شويد، پيش از آنكه عذاب به سراغ شما آيد سپس
از سوى هيچكس يارى
نشويد.
55 -
و از بهترين دستوراتى كه از سوى پروردگارتان بر شما نازل شده پيروى
كنيد، پيش از آنكه عذاب (الهى ) ناگهانى به سراغ شما آيد در حالى
كه از آن خبر
نداريد.
قهرمان متکبّر
پهلوان بود , زور بازو داشت و در همه ی میدانها برنده بود و براستی
که حریفی نداشت , همه از او تقدیر و احترام می کردند و به عنوان
قهرمان ملّی از او ستایش داشتند و در همه ی ایّام افتخار برای همه
بود.
روزی تکبرّ و غرور بر پهلوان چیره شد و با وسوسه که در درون بر
او پیش آمد این بود که در روی زمین کسی حریف او نیست و کسی نیست که
با او دست و پنجه نرم کنند.
در چنین حالت پهلوان سر به آسمان بلند نموده زمزمه کنان گفت: خدا
یا , در روی زمین کسی حریف من نیست , ممکن است که از آسمان برای
گرفتن کشتی با من کسی را بفرستی؟
پهلوان متکبرّ درحال غرور و زمزمه بود که ناگهان سستی را در وجود
خویش حسّ نموده و بلا فاصله پاهایش رو به گرمی و لرزه رفت و بی
درنگ در زمین نشست و حالت درمانگی او را مجبور ساخت که بروی خاک
دراز بکشد.
پهلوان از قدرت ماند و سستی و بی حالی بر او غلبه نموده و او را
پریشان حالش ساخته بود , ولی هیچ نمیدانست که او را چه شده است؟
ناگهان پهلوان متوجه شد که موشی کوچک با قدرت و نیروی عجیب انگشت
پای او را با دندان هایش گاز می گیرد و دارد اذیتش می کند , پهلوان
با مشاهده موش مات و مبهوت ماند امّا قادر در حرکت نه بود که در
مقابل تعرض موش کوچک عکس العمل نشان دهد و از انگشت پایش دفاع کند
.
بالآخره پهلوان متوجه تکبرّ و غرور کاذبش گردید و درک نمود که در
مقابل خدای بزرگ ایستادن سر انجام ذلّت و نابودی را به همراه دارد
ولو انسان در هر ریشته و مقامی که باشد.
امّا دیگر برای پهلوان دیر شده بود و قدرت دفاع از او سلب و موشیکه
از جانب خدای بزرگ مأموریت داشت که دماغ متکبری را بشکند ,
مشغول به انجام وظیفه بود
و در نتیجه این شد که موش ناتوان پشت پهلوان متکبرّ و توانمند را
بخاک مالید. VHA
ویزا
دوستی می گفت: هموطنان نادان و دل باخته به قدرت و ریاست طلبی و
رسیدن به مفاد تریاک به عنوان خأین ملی در لباس افغانها و دشمنان
خارجی مبلّغ فتنه انگیز و متجاوز به کشورهای مانند افغانستان , این
دو قوم در کنار هم با ایجاد فتنه و فساد در افغانستان هربلایی را
که خواستند ایجاد و همه ی آنچه را که کردند , انداختند بر گردن
مردم افغانستان و کاری کردند که در سایه حرکات وحشیانه و شوم خویش
, عزّت و شرف ملت افغانستان را برباد داده و امروز حتی فاحشه خانه
, مرداب خانه و سرداب خانه نیز به مردم افغانستان ویزای ورود را نه
میدهند , چه رسد به کشورها. براستی ذلّت از این بالاتر هست؟
حادثه و اتفاقات در زندگی انسان
اتفاقاتی خوب
یا بد در زندگی هر انسان رخ میدهد که ممکن یکبار باشد و یا چندین
بار , این اتفاقات ممکن شرّ باشد که انتهای آن سقوط به گودالی به
اندازه یک درّه و تا رسیدن انسان به طی آن گوشت به استخوان آدم نمی
ماند , این را می گویند اتفاق جهنمی , امّا بعضی اتفاقات دارایی
خیرّو برکت فروان است که ممکن با یک جرقه انسان را به اوج سعادت
برساند , مثلاً برخورد انسان با یک بنده ی خدایکه دیدنش تو را با
یاد خدا و زیبایی های زندگی می اندازد و آنقدر جزّابیت دارد که هی
دوست داری که در کنارش باشی و از سخنان حکمت آمیزش پندها بیاموزی.
ممکن چنین افراد اولیای الهی باشند که خدا وسیله ی نجات ما را در
کلام های حکمت آمیز آنان قرار داده و راه نجات ما را مساعد سازد.
حتماً به
سخنان خوب بندگان خدا که گاهی ترسیم کننده راه بهشت هست گوش دهید و
به ان عمل نماید زیراکه عمر یک بار است و تمام می شود ولی پشت پرده
های غیب و دیار ابدی رازهای نهفته هست که انسان بعد از ورود به آن
با دید باطن شاهد عمل خویش خواهند بود و خواهند دید که چگونه با
اطاعت و پرستش خدا بهترین زندگی را برای خویش در جهان جاویدان
فراهم کرده است. انشالله
سوال: آیا شده
است که اتفاقاتی خیری برای شما رخ داده باشد ولی شما هرگز متوجه آن
نشده باشید؟ و یا با شرّی مواجه شده باشید که ممکن با یک اشاره شما
را به بیراهه کشانده باشد و حیات و زندگی شما را به فساد آلوده
کرده ولی شما از درک آن عاجز مانده اید؟
حال چه باید
کرد که از اتفاقات خوب در زندگی شناخت پیدا کرده و بهره برد؟ و از
شرّ اتفاقات شرّ در زندگی نیز رهایی یافت؟
شناخت این دو
موضوع را به شما وا می گذارم و امیدوارم که دوستان عزیز دقت لازم
را در همه ی ایّام داشته باشند زیراکه حق و باطل دو موضوع حساس در
زندگی انسان است و این ما هستیم که در شناخت آن دقیق باشیم.
انشالله بقلم اللهیاری
اذعان به حقانیت تشیع در یک سایت سعودی
در یکی از سایتهای قرآنی و
مذهبی کشور عربستان, یکی از آیات قرآن بههمراه تفسیر آن قرار داده
شده است. در تفسیر این آیه آمده است که خیرالبریة از قول رسول
الله(ص) امام علی(ع) و شیعیان و پیروان او هستند.
به نقل از پرستیوی بیروت، در این آیه که در سایت وزارت شئون
اسلامی کشور عربستان گذاشته شده است، خیرالبریة از قول رسولالله
(ص) امام علی(ع) و شیعیان آن بزرگوار بیان شده است. خیرالبریة به
معنای بهترین اهل عالم است.
در این صفحه آمده است که "ان الذین امنو و عملو الصالحات" کسانی
هستند که به خداوند متعال ایمان داشته و حضرت محمد را رسول و
فرستادهی او میدانند. خداوند باری تعالی را عبادت میکنند و در
دینداری خود مخلص بوده و اخلاص دارند. کسانی که نماز را بپا
میدارند و زکات میدهند. و خداوند سبحان را در آنچه که امر و نهی
کرده اطاعت میکنند.
در اینجا آمده است افرادی که این کارها را انجام دهند آنها
خیرالبریة هستند. در ادامه ابن حمید از قول عیسی ابن فرقد از قول
ابیالجارود و او هم از قول محمدبن علی میگوید که پیامبر اسلام
صل الله علیه و آله گفتند: «"اولئک هم خیر البریة" تو (علی) هستی و
شیعیان و پیروانت».
سیمای تبقوس
سایت جدید هموطنان
جــــــــــــوان ومسؤولیت های او
طبّ قرآنی: دکتور جمشید خدادادی
پوستر کلان دعا در خدمت
شما