VHAبسم الله الرحمن الرحیم

.

داستان عبرت انگیز
این داستان واقعیست بدقت بخوانید.

روزی زن جوان با هیکل آراسته و سینه های نیمه عریان و آستینهای بریده و مینی ژوب در انتهای کوتاهی و با سر وصورت اطو شده و رنگ آمیزیهای مواد شیمیایی در لب و صورت در دم دکانی استاد و در جستجوی لباس مورد نظر خود شد که , ناگهان مرد تقریباً 76 ساله ی در پهلویش سبز شد یعنی در کنارش ایستاد و شروع به تعریف از زن جوان نموده  و با  طمع و آز گفت: به به عجب سینه های کشیده و عجب بدن زیبا و رانهای سفید, به به عجب صورت و هیکل ماهگونه و موهای تاب دار, زن جوان در جواب گفت: لطف دارید تشکر, اما مرد بلا فاصله گفت: بگو چه میخواهی که برایت بخرم و هرچه دوست داری برایت انجام دهم ,تو را خدا با من یک پیاله ی قهوه نه میخوری؟ زن جوان گیج شده و در قبال پیر مرد رنگ باخت. دکاندار متوجه بگو مگوی  خانم جوان و پیر مرد شده بود و برای رفع مشکل شهوانی و جنجال پیره مرد و دختر جوان, از هردو دعوت می کند که در داخل مغازه تشریف بیاورند.

 صاحب مغازه زن را به سوی لباس زنانه دعوت و راهنمایی می کند و پیر مرد را هم به سوی لباس مردانه . ولی متوجه پیر مرد هست که در قبال هوا و هوس راه افتاده اش که بوی دوران جوانی اش  به مشامش می رساند , چه می کند.

خواسته های ظاهری پیر مرد هرچه بود بهر حال فرو نشست ولی چشم از بدن برهنه دختر جوان بر نه میداشت , ولی ازینکه دکاندار مزاحم شده بود راه چاره نداشت جز اینکه از قضیه دست بردارد و بالآخره با نا امیدی مغازه را ترک کرد و رفت.

با رفتن پیر مرد زن جوان باگفتن جمله ی که مردها همه پست ، پلید و ذبون هستند چهره حق به جانب را بخود گرفته و گفت عجب بد بختی شده که حتی با بدن لرزان و رفتن به سوی گور نیز دست از ما بر نه میدارند.

 سخنان تلخ زن جوان برای صاحب مغازه که دارای 47 سال عمر بود ناگوار آمده و رو به  ایشان نموده و گفت: خانم بیا یکبار خودت را به آینه نگاه کن, با این وضع که داری و با این مد و فشن و با اینهمه اطو کاری و با بوی عطر و گلاب, آیا پیر مرد حق ندارد که دنبالت راه بیفتد؟  که نه تنها پیر مرد بلکه الاغی نیز با این وضع و حالی که برایت درست کرده ی به طمع خواهند افتاد

شما تحت عنوان آزادی با وضع فلاکت بار خویش وارد جامعه شده و هنوز هم بر ما می نازی؟ شما با آزادی و عریان شدن در مله ی عام و خاص آبرو ، عزّت و وقار زن را آلوده ساخته وبرباد داده ی و آشکارا پا روی حوق دیگران گذاشته ی ولی باز هم برای ناز به خرج میدهی؟ همه مردان را پست و پلید می میدانی؟ در حالیکه در سایه آزادی پلیدتر از شما کسی نیست که با برهنه شدن عزّت و شرف خویش را قربانی هوا و هوسهای سران پلید استکبار کرده که از شما جز بازیچه ی بیش نساخته است, اگر مردان پلید و ذبون دنبال شمایند ؛ در حقیقت این پلیدی از شماست که پلید هارا به دنبالتان می کشانید.

 بگو از خودت چه ساخته ی؟ و از تو چه ساخته اند؟ اگر روزی با این وضع مورد حمله در کوچه و بازار واقع شدی هیچ میدانی که مقصّر خودت خواهی بود؟ زیراکه این بلا را خودت بدون مطالعه و درک از رسالت زنانگی ات برای خویش آفریده ی. فردا مادر میشوی آیا مادری که امروزش اینچنین باشد فردای فرزندان او در جامعه اش چه خواهند شد؟

 زن جوان با شنیدن سخنان صاحب مغازه قطرات اشکش فرو ریخته و گفت: ما چه میدانیم در حالیکه هر مقدار برهنه شویم بازهم از ما تعریف می کنند و کسی نیست که مانند شما از رسالت زن سخن بگویند. نه معلمی و نه والدین و مسؤولین و نه وابستگان , کوچکترین حرفهارا در این زمینه ندارند و نگفته اند  و نه می گویند, جامعه تمدّن همین است که امروز من بی نوا به عنوان یک زن به آن گرفتارم و امروز این شماتتی که کشیدم و آن هم از ناحیه ی پدر بزرگ برایم سنگین تمام شد. . مهمان دیگری نیز وجود داشت که شاهد موضوع بوده و تماشاه گر بود با تأید صاحب مغازه سر تکان داده واظهار داشت که در کشورهای متمدّن سرمایه در اختیار عده ی مخصوص قرار دارد و ثروتمندان و پول دارها فقط در فکر کیسه ی خویشند و بس, قربانی شدن زنان و مردان برای آنها باکی نیست. زن با غصّه و ناراحتی خدا حافظی نموده و گفت که در آینده خودم را اصلاح خواهم کرد و از شما تشکر دارم که مرا با اشتباهاتم آشنا ساختی.

 سخن صاحب سایت:

براستی امروز تحت عنوان آزادی و دفاع از حقوق زن , زن را از اصالت انسانی اش محروم کرده اند و کاری کرده اند که زن را به هر طریق ممکن باید وارد بازار کنند و از وجود این موجود لطیف بهره های جنسی و تبلیغات بازارگانی ببرند و در انواع و اقسام حتی برای فروش همبرگر ناچیز نیز باید از وجود برهنه ی این موجود لطیف استفاده کنند. آیا زنان این را میدانند؟

در افغانستان نیز مشکلات فراوان دامنگیر زنان می باشد و این گرفتاری هم از ناحیه ی جاهلان در سایه دین است که اسلام را وارونه فهمیده اند و کور کورانه حق و حقوق زنانرا ضایع می سازند و هم از ناحیه ی کسانی که برای دفاع از حقوق زنان اشک تمساح می ریزند و می خواهند با حیله و نیرنگ زنان افغانستان را از اصالت انسانی شان دور کنند و با ایجاد دغدغه و اختلاف در خانواده ها محبت و اخلاص را از خانه ها بگیرند.

از دیدگاه ما زنان و مردان در جامعه اسلامی مسؤولند و هرکدام به نوبه ی خویش مسؤولیت دارند که برای اداره جامعه گام بردارند. زنان و مردان اگر دانا شدند و در دانشگاه ها و مدارس راه پیدا کردند , کوشش کنند که در فکر درجه و مقام انفرادی نباشند بلکه آرمان همه این باشد که با بدست آوردن علم و کمال در فکر نجات مردم خویش باشند.

اگر انسان تنها به مقام بیندیشند ولو از قشر زن و مرد یقیناً  دچار اندیشه های تک بعدی می شود و با ندیشه یک بعدی انسان دچار کبر ، غرور و تکبر خواهند شد و اگر خدای نخواسته این بیماری در اندیشه ها حاکم شد اصالت انسان پایمال می گردد و آن زمان زمانیست که نه مردان مرد می ماند و نه زنان زن و در یک کلمه فاتحه هردو را باید خواند زیراکه منیّت جای عموم اندیشی را پر میکند و  امروز منیتهاست که اجتماع را گرفتار هر بلا و مصیبت کرده اند.

فلذا آرمان و آرزویما خود شناسی و مطالعه در پیرامون مسؤولیتهاست و امیدوارم که خواهران و برادران ما در هرکجا که هستند در پیرامون خود و رسالت خویش بر وفق فرهنگ غنی جامعه خود بیندیشند و اسلام تمام ابعاد زندگی را در نظر داشته و برای هدایت مردان و زنان قانون خاص خودش را دارد و باید با اتکاه بخدا و با ایمان محکم آینده ی خویش را خود ورق بزنیم تا باشد که انسان باشیم و نه حیوان اقتصاد محض VHA

 

 ©2003, Voice of Hazarajat                                                               
Last Update : 2011/03/30        >>>Back to Home