VHAبسم الله الرحمن الرحیم

داستان واقعی  

روزی در کراچی پاکستان تبلیغاتی عجیب در میان مردم راه افتاده بود و آن اینکه امشب به آخر خط رسیده ایم و قیامت برپا می شود. در اخبار و تبلیغات رسانه ی همه از قیامت و نابودی دنیا صحبت می شد و هی برای ترساندن مردم تبلیغ میکردند , درهمان روز با حضوردر کلفتن کراچی در یکی از مغازه های قومی به نام فرینچ بیکری رفتم تاکه دوستان را زیارت کنم و گپ و سخنی داشته باشم.

یکی از صاحبان مغازه که یادش بخیر الان در لندن می باشد خیلی گرفته و پریشان بود و چهره های بعضی از دوستان دیگر نیز عبوس و پریشان به نظر می آمد. علت را جویا شدم که بابا چه خبر است مگر مشکلی پیش امده است و این همه پریشانی چرا؟.

صاحب مغازه گفت:

وطندار نه میدانی که امشب به آخر خط رسیده ایم ؟ گفتم چطور مگر؟ گفت امشب قیامت می شود و همه ما نابود خواهیم شد.

گفتم ماشالله: کی به شما گفته است که قیامت می شود؟

گفت نه میدانی که سنگی از آسمان به سوی زمین درحرکت است؟

گفتم میدانم ولی این موضوع هیچ ربطی به قیامت ندارند و از نظر پیروان امام علی علیه السلام یعنی شیعیان , تا زمانیکه امام مهدی موعود علیه السلام ظهور نکند به هیچ عنوان قیامتی برپا نخواهند شد.

در جواب گفت: آقا هنوز کله ات کار نه می کند در حالیکه امروز روز علم بشرییست و هر آنچه که در جهان پیش آید بلافاصله رونما و روشن می شود. و اضافه نمود و بیان داشت که قوم جان برادر من: امروز دوره های خرافت به پایان رسیده  و تحلیلهای های کور کورانه ی دینی و مذهبی گذشته و نه می بینی که در تلویزون , هی نشان از برخورد سنگی به زمین دارد و تو از امام زمانت گپ می زنی؟

گفتم برادر نگران نباش امشب , این بینوا شیعه از محبّان امام علی علیه السلام بیاری خدای سبحان به تو زمانت می دهم که امری پیش نه می آید و قیامتی برپا نه می شود و خدای جلیلی که نظام آفرینش بدست اوست , برای دفاع از حریم زمین مأمورینی را تحت عنوان حرارتهای مخصوص گذاشته است که پیش از ورود سنگی به زمین آن را پودر نموده  و نابودش سازد.

تا بحال از آغاز خلقت زمین و آسمان هزاران سنگی به سوی زمینی در حرکت بوده است ولی الحمدالله نظر به نیروی خلقت و حکمت نظام آفرینیش به زمین اثابت نکرده است و در این اواخر کشفیات بشر خاک آلود , منجر به درک از سنگهای محرّکی می شود که به سوی زمین روانند و این کشفیات باعث نگرانی دوستان ما شده است که البته چیزی جز و اهمه تبلیغات بیش نیست.

و در جواب اضافه نموده و گفتم: نظام خلقت بر پایه حمکت الهی استوار است و نظر به اعتقادت دینی و راهروان مکتب وحی , ظهور عادلی پیش از برپا شدن قیامت لازم و حتمی می باشد تاکه حقایق را روشن و عدالت را بر قرار و امنیت عموم را برپا و جامعه بشریت را از فلاکت و بدبختی و باورهای غلط نجات دهد.

و گفتم که عزیز دلم اگر به رسالت پیامبران الهی و ولایت علی علیه السلام و فرزندانش ایمان داشته باشیم هرگز به آخر خط نخواهیم رسید , الا اگر نور و رحمت خدا از ما گرفته شود , یقین بدان که  نور و رحمت خدا زمانی از ما گرفته می شود که حمّ و غم ما فربه شدن و پولدار شدن باشد و در اثر مشغولیتهای بی حدّ دنیایی خدای خویش را فراموش نموده و از  رسالت انسانی خویش در سایه دین و ایمان گریزان شویم.

ناگفته نماند که زمینه ی ظهور امام عادل را باید در اثر تلاش عقلی و شناخت قرآن و یافتن آگاهی های مفید علمی و توانمندی های اقتصادی و نظامی مساعد ساخت. گرچه که ظهور حضرت مهدی علیه السلام بدون اذن خدا امکان پذیر نیست و حتی خود حضرت نیز از تاریخ ظهورش نه میداند , ولی دعا و تمنای پیروان اهلبیت با ضمیمه خودسازی و بدست علم و کمال انسانی و آماده شدن برای پذیرایی و پذیرفتن رسالت انسانی بر معیار قانون خداوندی از جمله زمینه سازیهایست که باید همه اهل ایمان آن را بدانند و درک کنند و به آن عمل نمایند.

بعد از ملاقات دوستان راه منزل خواهرم را در پیش گرفته و لحظه در کنار ایشان بودم و بعد از خدا حافظی که باید به هوتل برگردم , خواهرم ناگهان زار زار گریه کنان از من خواست ازینکه امشب دنیا قیامت می شود {لالی جان} همه باهم یکجا بیمریم , از شنیدن کلام خواهرم و گریه های او خیلی خنده کردم و به خواهر تسلی داده و گفتم که اگر درهرکجای دنیا شیعیان علی علیه السلام جان به جانان تسلیم نمایند قطعاً جای او انشالله در وادی سلام خواهد بود. ولی باشوخی گفتم مگر شما از خدای جلیل مکتوبی دریافت کرده اید که امشب شب آخر و به پایان خط رسیده ایم؟

از گفتگوی بنده با وطنداران محزون نگران و پریشانیهای خواهرم در کراچی پاکستان درست 13 الی 14 سال سپری می شود امّا تاهنوز که هنوز هست قیامتی برپا نشده است.

امر به معروف و نهی از منکرات

میگویند که عسی مسیح به دینش و موسی کلیم الله بدین خودش , ما را به دیگران چه !!! هر که هرچه میکند آزاد است و بگذار که جلٌ خود را از آب بکشیم و به دیگران کاری نداشته باشیم.

جملات بالا ورد زبان و یا تکلم روزانه نسلی هست که نمیدانند رسالت شان در جامعه ی بشری چیست و اگر هم بدانند دوست ندارند که در هدایت و رهنمایی بندگان خدا دخیل شوند.

در این رابطه دوموضوع را می تواند از جملات بالا برداشت نمود و آن اینکه گویندگان کلام بالا یا نادانند و از اوامر و نهی از منکرات چیزی را نمیدانند و یا میدانند امّا ترس و حراس مانع می شود که اظهار حقایق را بنمایند.

به هر صورت اگر راه گریز و فرار از انجام مسؤولیت فراهم باشد بازهم آنچه را که خدا به عنوان واجب بر ما نهاده است را نمیتوان از خود دفع نمود و امر به معروف و نهی از منکر واجب شرعیست و مانند نماز و روزه بر همه فرض می باشد که باید انجام دهند. و مسلمانان مسؤولند که همدیگر خویش را بر اساس رسالت انسانی امر و نهی نمایند.

 امر به معروف در اسلام

حکم اسلام جداً بر خلاف خواسته های فردی ماست , اسلام این مکتب گرانقدر دستوری دارد مبنی بر امر به معروف و نهی از منکر و همه پیروان اسلام مسؤولند که بر اساس رسالت انسانی اش برای حفظ بقای جامعه انسانی و اسلامی همدیگر خویش را , امر به کارهای نیک نمایند و از بدی و انحرافات جلوگری نمایند.

بنی آدم اعضـــای یک پیکرند       که در آفرینش زیک گوهرند
چو عضوی بدرد آورد روزگار-            دیگر عضوه هارا نماند قرار.

مثلاً در امور زندگی شخصی و پنهانی افراد , بر اساس حکم اسلام هیچ کسی حق جستجو را ندارد و این که در داخل خانه و خانواده چه میگذرد حق پنهانی خانواده هاست و تجسّوس جداً حرام می باشد و اگر کسی در سدد جستجو برآیند در پیشگاه عدل الهی پاسخگو خواهند بود.

امّا در انظار عموم اگر تخلفی آشکار رخ دهد و انسان گناهی را مرتکب گردد که در آن زیان و ضرر برای اجتماع محسوب شود , همه مسؤولند که در برابر او بی ایستد و او را جدًا از فعل و انفعالاتی مضر و زیان آور منع نماید , زیراکه در اینجا حق و حقوق جامعه اسلامی مطرح بوده و برای حفظ حقوق اجتماع همه مسؤولند که امر و نهی الهی را انجام دهند. و اگر چنین نکند یقیناً آثار منفی آن دامن اجتماع را خواهند گرفت و آتش فساد و انحطاط آن تر و خشک را باهم خواهند سوزاند.

در زمان صالح پیامبر نظر به عدم امر به معروف و نهی از منکرات تلفات افراد پاک و دینداران در اثر زلزله و قهر الهی بیشتر از کسانی بودند که عمل شنیع را آشکارا انجام می دادند و صالح پیامبر با نگرانی فروان از خدا علت را جویا شد , که البته در جواب صالح پیامبرخدای سبحان از مؤمنین و متدینین شکوه نموده و فرمود است که صالحان و دینداران بی رمق که فقط غم خود را داشتند و امر به معروف و نهی از منکر نه می کردند ؛ در اثر کوتاهی های خویش در انجام وظایف دینی معدوم و نابود شدند.

امر به معروف و نهی از منکر واجب شرعی بوده و عدم انجام آن باعث می شود که صالحان نیز در قهر فساد دیگران بسوزند . فلذا صالحان جامعه نیز اگر محکوم به عدم می شوند یقیناً با پای خود نظر به عدم انجام وظیفه شرعی به سوی نیستی و نابودیی روانند که در آن قهر خدا سایه انداخته است.

میگویند در زمان صالح پیامبر60 هزار متدین و 40 هزار مفسدین باهم به زمین فرو رفته و هلاک گردیدند.

در جهان غیر اسلام یک زن تا جای آزاد است که حتی قادر است با یک سینه بند و یک شورت در مله ی عام راه رود امّا کسی به ظاهر مانع و مزاحمش نیست و امروز ما این موضوع را با چشمان کنجکاو و جستجوگر از لحاظ غریضه نفسی می بینیم که , در جهان غرب چه می گذرد.

در غرب و یا کشورهای سرمایه داری علت و عوامل را آزادی فردی قلمداد نموده و هرکه هر انچه که بخواهد آزاد است. امّا از لحاظ حقوق اجتماعی این موضوع آشکار می شود که مثلاً یک زن قادر است که حق همه گان را در زیر چکمه های فردی خودش له و نابود کند و کسی نیست که از حرکات مضرّانه او جلوگیری نماید و اگر کسی در مقابل او ایستاد و مانع او شد منع کننده متخلف است و باید به جزای اعمالش برسد.  

لذاست که در دنیایی مادّی غرب انحطاط اجتماعی به اوج خود رسیده و بشریت بر خلاف فطرت انسانی خویش روانند و هروز بر مشکلاتها افزوده شده و در گوشه و کنار صدمات روحی دامن گیر جامعه غربیها گردیده ست و دنیایی که سالانه خودکشیهای دسته جمعی و انفرادی شان فغان همه را در آورده و هر روز بر خودکشیها و بیمارهای روحی و روانی شان افزوده می شود .

کاری به غرب نداریم امّا حرف ما مسلمین و فرزندان اسلام می باشد که در واقع گرفتار اصلی آنهایند زیراکه دشمنان دین و ایمان جامعه اسلامی فقط و فقط نسل نوی جامعه اسلامی را هدف قرارده اند.By Allah Yarie

امّا شرایط امر به معروف نهی از منکر

امر و نهی در جامعه شرایط خاص خودش را دارد و قطعاً آنانیکه قلباً دوست دارند که اجتماع شان پاکیزه باشند باید شرایط امر به معروف و نهی از منکر را بدانند و توجه داشته باشند که احکام الهی بر اساس ظوابط و قوانین بخودش با ارزش می باشد.   ادمه دارد.........

بهرکاری که همت بسته گردد  -  اگرخاری بود گلدسته گردد

قرآن مجیدَ سوره نجم

وأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى (39) وَأَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرَى (40) ثُمَّ يُجْزَاهُ الْجَزَاء الْأَوْفَى (41)

و{نمی داند} برای آدمی جز آنچه به سعی و عمل انجام داده ثواب و جزایی نخواهد بود.
 آیه
39

البته انسان پاداش سعی و {عمل} خود را در { دنیا و بر زخ } به زودی خواهند دید. آیه 40

سپس { درآخرت } به پاداش کاملتری خواهد رسید. آیه 41

مشورت با بهلول

روزی شخصی پیش بهلول آمد و از او مشورت خواسته و گفت: آقای بهلول عاقل میخواهم که وارد بازار تجارت شوم اگر ممکن هست که مرا در سود بردن بیشتر رهنمایی نماید؟

بهلول عاقل گفت که اگر می خواهی فایده فراوان برایت حاصیل شود تمام سرمایه ات را آهن بخر و در مکان خشک زیر سایه نگهداری اش کن تاکه موقع فروشش برسد.

طرف مطابق مشورت بهلول وظیفه اش را انجام داده و تمام سرمایه اش را آهن خریداری نموده و در موقع فروش سود فراوان به جیب زد.

سالی دیگر آقای تاجر بازهم نزد بهلول آمد و گفت که ای بهلول دیوانه سال گذشته خوب مشورتم دادی و از مشورتم با تو فایده فروان حاصیل شد. گفت بهلول دیوانه حال بگو که امسال چه بخرم تاکه سودی بیشتر عایدم شود؟

بهلول بعد از سکوت معنی دار گفت: آقای تاجیر امسال تا می توانی پیاز بخر و آن را در زیر زمین دفنش کن و مقداری آب نیز بالی آن بینداز تا باشد که فایده اش بیشتر شود.

تاجر با زوق و شوق تمام ، تمام سرمایه اش را پیاز خرید و در گودالی انداخته و بالای آن آب ریخت و در انتظار سود فروان نشست.

آقای تاجر که در نادانی گرفتار آمده بود زمانی متوجه نادانی اش شد که بوی گندی سرتاسر منزلش را پر کرده که از زیر زمین به مشام می رسد , گودال را برسی کرد و دید که همه پیازها گندیده و قابل استفاده و فروش نیست.

تاجر لاجرم به سوی منزل بهلول روان شده و با داد و فریاد گفت: بهلول دیوانه خانه ام را خراب کردی این چه مشورتی بود که دادی؟

بهول با خونسری و آرامش گفت که آقای عزیز بار اول وقتی که مرا به عنوان بهلول عاقل خطاب نموده و مشورت خواستی عاقلانه مشورتت دادم امّا بار دوم که دیوانه ام خطاب کردی یقیناً مطابق خطاب خودت مشورت دادم و از آدم دیوانه که چیزی جز رهنمایی غلط بیش ساخته نیست. در حقیقت جناب عالی ضربه نادانی ات را خوردی زیراکه با دیوانه مثل من مشورت نمودی آه . فهمیدی که چه گفتم؟ برو دیگر به کسی دیوانه خطاب نکن که ضربه دیوانگی اش را خواهی خورد.

نتیجه داستان.

براستی دوستان عزیز : برداشت شما از این داستان چه خواهد بود؟ و برخورد عالی با همه افراد چه سودی را برای شما خواهند داشت؟ توهین به بندگان خدا را چگونه توجه می کنید ولو اگر واقعاً دیوانه باشد؟

پس خواهر و برادر محترم بیاید که برای بدست آوردن دلی با بندگان خدا عاقلانه برخورد داشته باشیم تا باشد که هم به امنیت روحی برسیم و هم از نعمت رهنمایی های خوب دیگران بهره مند گردیم. اللهیاری

درد های دل ملت افغانستان

خواهر و برادر هموطن سلام گرم مرا پذیرا باشید.

افغانستان زادگاه همه مردم افغانستان است و همه اقشار جامعه , از هر قوم و قبیله که باشند در قبال آبادی افغانستان مسؤول اند.

امرور قرن تمدن , قرن علم و کمال برای بشریت می باشد و جامعه ی جهانی بر اساس علم و دانش به پیش رفته و راه کمال را برای مردم خویش باز و هموار ساخته اند. اخراعات به اوج خود رسیده و اکتشافت گوناگون باعث سهولت زندگی شده و اقتدار برای بشریت از لحاظ خلاقیت بسیار عالی و زندگی را ثمر بخش ساخته است , که البته استفاده ی منفی نیز وجود دارد که در این زمینه خواهیم نویشت.

امروز شاهدیم آنانیکه از طریق علم وسایلی را برای تسخیر جامعه جهانی ساخته اند افغانستان ما را نیز در سیطریه خویش قرار داده و خواسته های شان را بر ما تحمیل کرده اند و می کنند و با برنامه های از پیش طرح شده که برای تسخیر کشور  ما سنجیده بودند اینک امروز با تجاوز آشکار و استفاده از نیرنگهای گوناگون مانع رشد فکری و اندیشی مردم ما می شوند.

امّا با کمال تأسف عده از مردم افغانستان غافل از حرکت به سوی کمال انسانی و امروز در تمام مجلات و روزنامه ها در خارج از کشور بدترین و خشین ترین عکسهای از طالبان را به عنوان چهره های زشت تاریخ بشریت از میان برادران پشتون انتخاب و ثبت و درج می کنند و آشکارا در به نام طالبان , کل مردم افغانستان را به عنوان قرن حجر معرفی میکنند که این موضوع حتی برای بعضی افغانستانی های ساکین در اروپا و آمریکا آنقدر منفی جلوه کرده است که عده از هموطنان از بردن نام افغانستانی برخویش خجالت میکشند. در حالیکه مثبت های بسیار عالی در سایر اقوام وجود دارد و افغانستان که تنها پشتون نیست .

در باره مشکلات ملیّ و رنجهای بی سوادی و عدم شناخت از رسالت انسانی طبیعی قضیه این است که دستهای مرموزی پشت پردها مانع حرکت مردم به سوی کمال و سواد آموزی می شوند مثلاً در ولایت غزنی , در ولسوالی جاغوری مکاتب فراوان توسط  مردم افغانستان هم درطول جنگ و جدال کور و هم در ایام آزادی در سایه به اصلاح دیوموکراسی احداث و لیسه های مردانه و زنانه , متوسطه و ابتدایی وجود داشته است که البته نقش فعال افغانستانی های مقیم خارج نیز همگام با معلمین دلسوز در آن آشکار است .

امّا امروز چوکی نشینان وزارت معارف به جان همین مکاتب افتاده و از هرسو تلاش دارند که سد راه و مانع فرهنگ شوند . گاهی زیادی مکاتب را بهانه می آورند و گاهی از پرداخت معاشات معلمین جلو گیری می کنند و گاهی هم بهانه غیر مشروع و مخالف عقل را بر زبان می رانند و می گویند که در مناطق پشتون مکاتب نیست و اگر باشد می سوزانند , چرا شما در ولسوالی خویش این همه لیسه را داشته باشید.

براستی که در این زمینه کمبودی عقل حاکم می باشد یا اینکه نه موضوع تبعیض کور مطرح است که این خودش نیز بدتر از بی عقلی می باشد. در حالیکه دانش پژوهان در هر محیط , در پیرامون مناطق خویش مسؤولند و اگر برادران پشتون در این زمینه ناکام هستند باید از وجود خویش بپرسند که کمبود اصلی برایشان چیست؟ و چه چیز باعث شده است که اینهمه در سیاه چال بی سوادی غرقند و دارند در اعماق لجن طالبانی فرو می روند؟

همه مردم افغانستان برای پیش رفت فرهنگ , دانش , و کمال انسانی مسؤولند که تلاش کنند ، هم بیاموزند و هم آموخته های خویش را به دیگران انتقال دهند تا باشد که جامعه به سوی آبادی به پیش روند و زمینه صلح در سایه سواد و دانش مساعد شود.

امروز به اثباط رسیده است که دشمنان افغانستان مانند آمریکا و اروپا و سایر بلاد مانند روسها و اعراب جاهل و وهابیهای بیسواد ، پیش رفت ملت افغانستان را خواهان نیستند و اگر مردم ما به این فکر باشند که آمریکا و هم قطاران اروپای اش برای ما می سازند و صلح می آورند , زهی خیال باطل و به خدای عظیم سوگند که دارندگان چنین اندیشه دشمنان ملت افغانستانند که در دامن بیگانگان پرورش یافته اند.

در کجای جهان سراغ دارید که متجاوزین برای بهبود حال بشریت کاری کرده باشند؟ و در کجایی جهان سراغ دارید که آمریکا , اینگلس و روسها برای بهتر شدن یک کشور مایه گذاشته باشند؟

امروز طالبان همان که آمریکا و اینگلس از آنان بهره می برند و با پرداخت پولها به آنها جامعه افغانستان را بجان هم انداخته و نه می گذارند که این ملت به وحدت واقعی در سایه آبادی سواد و کمال انسانی به هم به پیوندد و از جدال های کور کورانه دست بردارند.

اینها تحفه های خونین استعمار بین المللی در قالب دیموکراسی و .... درافغانستان می باشد و شاهدیم که دشمنان ملت ما چوگونه با هزاران حیله ذخایر ملی را به غارت می برند و با خیانت آشکار به آیین و ایمان مردم , مردم افغانستان را نیز وحشی معرفی می کنند.

امروز دیموکراسی کور جوانان ما را غافل ساخته , بزم شراب و تریاک را رایج و سرگرمیهای را به ارمغان آورده است که از طالبان بدتر است. طالبان خلاف سواد آموزی بوده و مردم را تحت عنوان هدایت دین به کوری کشاند و نگذاشت که اسلام چهره واقعی اش معرفی شود, امّا غرب با ایجاد فساد اخلاقی , غیرت جوانان ما را زیر سوال برده و همت و تلاش را از آنان گرفته اند. در حقیقت آمریکا و طالبان هردو مانند تیغهای یک قیچی می ماند که ریشه های خرد و عقل جامعه افغانستان را می برّند و بریده اند.

پس معلوم می شود که آمریکا همان که طالبان هست و طالبان همان که آمریکا و اینگلس در راه اندازی و ایجاد این لشکر کور و کر ضد ملی و اسلامی نقش داشته و بر گرده ملت افغانستان آنان را تحمل کرده اند.

دور اندیشی

خواهر و برادر هموطن در هرکجای از جهان که تشریف دارید  کوشش کنید که از عظمت وجود خویش بیگانه نشوید و بدانید که رسالت انسانی شما سنگین و در فردای که به آن رو برو هستید پاسخگو خواهید بود.

درنظام آفرینیش بشر افضل مخلوقات بوده و این موضوع ما را مسؤول می سازد که در پیرامون نظام هستی بیندیشیم و بدانیم که از کجا آمده ایم و رسالت ما در دایره زندگی و حیات چیست؟

شما  مسؤولیت دارید که در پرامون وجود و روان تان فکر کنید و کوشش کنید که لحظه لحظه های زندگی خویش را هدر ندهید و بدانید که انتهای غفلت پیشیمانی و ندامت خواهد بود.

لقمه حرام

شخصی شکایت می کرد که فرزندانم صالح نیستند و در فکر حلال و حرام نه می باشند و اطاعت مرا نیز به عنوان پدر ندارند.

بنده خدای به ایشان گفت: برسی کرده ای که علت و عوامل کار در چیست؟

گفت نه: ولی این احساس برایم هست که بخاطر ادامه ی حیات و زندگی , گاهی لقمه های به گلوی خود و فرزندانم ریخته ام  که از راه حلال نه بوده است.

گفت: تمام شد , یقیناً هر آنچه که پیش آمده است را خود کاشته ی و ایمان داشته باش که اگر اطاعتت را نه می کنند نیز بر میگردد به خودت که در اطاعت پدرت چگونه بوده ی ؟

 

 ©2003, Voice of Hazarajat
Last Update : 2011/03/30        >>>Back to Home