VHAبسم الله الرحمن الرحیم

کاش سران دولت افغانستان دور اندیش می بود2005-5-10

در اوایل سال 2002 گفتگویکه با یکی از مسؤولین اینجی NGO خارجی در خارج از کشور در باره افغانستان داشتم این موضوع مطرح شد که,ظاهراً افغانستان در لابلای تبلیغات دفاعی و نوسازی گرفتارند و گروهای امدادی و نظامی کشورها هر کدام در فکر برداشت منافع خود از اوضاع پیش آمده در افغانستان می باشند و کوشش همگان بر اینست که از موقعیت موجود چگونه بهره ببرند.

 مسؤول NGO خارجی گرچه که دنبال خواسته های خود بود و میخواست که برای رسیدن به آرمان خودش در افغانستان از من معلومات بدست آورد که در افغانستان چه فعل و انفالات را انجام دهد تاکه از موقعیت پیش آمده در افغانستان بهره برده و ازکمک کشور خودش برای مردم افغانستان پولی را به کیسه بزند.

 ایشان در لابلای سخنان حود یک جمله ی را بیان داشته و گفت: امروز برای ملت و دولت افغانستان یک چانس بزرگ وجود دارد که اگر سران شما با تدبُر و تعقل وارد برنامه ریزیهای بنیادی شوند و کاری کنند که از موضوع داغ حمایتهای جهانی به نفع خویش مایه بگذارند بزرگ ترین خدمت را به افغانستان امروز و آینده های ساکن در این کشور  خواهند کرد.

 آینده ی امداد و کمکهای بین المللی در همه ی دنیا تاریک ، کوتا و دنباله دار نیست و اقداماتی که صورت می گیرد مانند آبجوش می ماند که بعد از خاموش شدن آتش جوشیدن آب نیز خاموش می شود , امّا استفاده از جوشیدن آب را کسی بدست می آورد که در همان لحظه با انداختند چای خشک درآن از آن چای برای نوشیدن درست می کنند. ولی اگر آبجوش سرد شد و برای جوشیدن دوباره آن , هم  زحمت لازم  دارد و هم مصرف, پس چه بهتر که از موقعیت حساس استفاده شود و سود لازم را باید بُرد.

نامبرده با صراحت گفت: که مثال بالا برای اینست که در همان اوایل طرحها و پلانهای بهتر برای بنیاد افغانستان لازم بوده و هست , و باید سران افغانستان با جدیّت برای استحکام ملت و آینده ی اجتماع اقدام  مدبّرانه نمایند. امروز شما ملت , اگر سر سری عمل نماید و دولت تان نیز که ظاهراً در میان آنها برتریهای نژادی ، اندیشه ی قبیله گرائی و قومی که در آن مشاهده می شود, بین خود نسازند و نقشه و پلان آینده ی خویش را خود بدست خودشان ترسیم نکنند , اطمینان داشته باشید که دیگران برای شما نخواهند ساخت و کاری برای شما انجام نخواهند داد. خواسته های همه ی امداد گران بین المللی منافع خود شان بوده و در عین حال استعمار گران بین الملل هیچگاه در فکر آبادی غیر خودشان نیست. هیاهوی موجوده را اشتباه نگرید و بدیگران دل نبندید زیراکه فقر و فلاکت را برای شما به دنبال خواهد داشت. افغانستان از خودتان می باشد و برای آبادی اش خود مسؤول هستید. و به شوخی گفت که حالا بگو از من چکاری برای تان ساخته است تا که انجام دهم , ولی هر گام من رایگان نیست که به نفع شما برداشته و تمام شود.

 بطور مثال =

نامبرده تکرار کرده و گفت: کشور کامپوچیا نیز مانند شما بود و کمک های بین المللی در اثر حیله ها ازبین رفت اختلاف و ریاست طلبی سران دولت نوپا را , بجان هم انداختند و بالآخره آنچه که باید برای مردم کامپوچیا سرمایه می شد که , هرگز نشد و امروز در کامپوچیا فقر و بیچارگی غوغا می کند . نه خانه ی ساخته شد و نه سرک و خیابان. ظاهراً فقط سران دولت کامپوچیا هرکدام شکمهای پیش آمده دارند و دارای موترهای لکس و زنان متعدد هستند که بنام ملت کامبوج  پولهارا به جیب زده اند.

سخنان آقای کرزی

روزیکه آقای کرزی همراه با وزیرانش برای بار دوم , افغانهای مقیم جاپان را ملاقات نمودند با این پیام که می گفت: او برادر در کابل همبرگر فروشی ماکدونالد آمده کینتاکی فراید چکین آمده و...... با دقت تمام سخنان ریس جمهور را گوش دادیم و در طول نیم ساعت صحبتها آنچه که باید در پیرامون حل مشکلات افغانستان و تدبیر عاقلانه برای آینده ی وطن سخن گفته می شد, و موضوع آینده را تاجرین مقیم خارج در میان می گذاشت که متأسفانه گفته نشد.

 در آن روز پیدا بود که ریسجمهور کرزی و عبدالله عبدالله وزیر خارجه هرکدام در فکر قوم و قبایل خود هستند و نقش سایر وزرا نیز همین طور بوده و امروز نیز تفاوتی چندان ندارد و موضوع تبعیض نژادی یکی از بدترین تجربه ی تلخ تاریخ افغانستان می باشد که با خفت تمام جامعه افغانستان را از کاروان تمدّن باز داشته است.  

بالآخره نتیجه حرکات 5 ساله که در آن نه تدبیر اصلح وجود داشت و نه مرام آینده نگری نقش داشته و نه اصلاح و نه گذاشتن کار به متخصصین واقعی آن , امروز نتیجه کلی نشان داد که ملت افغانستان دچار فقر و بیچارگی و سرخورده از کارهای نا عاقلانه ی دولت خود هستند.

در نتیجه گفته های مسؤول NGO خارجی برایم روشن تأید شد که براستی اگر دقت در عمل و برنامه ریزیها نباشد بهترین چانسها را دولت و ملت افغانستان از دست خواهند داد , که امروز ازدست داده اند.

از آن روز تا به امروز 5 سال سپری می شود و در مجموع نتیجه ی قیام و قعود سران دولت افغانستان این شده است که فقط دشمنان داخلی ملت که عبارت از طالبان در سایه پلان محکم پاکستان باشد بار دیگر فربه شوند و بنام صلح , هم در درون دولت جا باز کنند و هم ضربه های نظامی شان را  در شهر و ولایات بزنند و بر پیکر ملت و دولت نیمه جان افغانستان زهر خویش را بریزند.
 
امّا آمریکا

آمریکا و مخصوصاً حرکات بوش پیش از پیش شکست خورده است و زیاده طلبی های آقای بوش و رامسفلد آنان را در مخمصه افغانستان و عراق گرفتار ساخته و یکی از اشتباهات آمریکا این بود که موضوع افغانستان را نیمه تمام گذاشته و در عراق حمله را آغاز نمود.

سران افغانستان چرا نمیدانند که آمریکا در دو جبه شکست خورده اند و ممکن هم از عراق فرار را بر قرار ترجیح دهند و هم در پشت پرده با طالبان سازش نموده و بار دیگر دولت امارات اسلامی افغانستان را با نفی آقای کرزی به رسمیت بشناسد. این ممکن همیشه وجود داشته و در تاریخ استعمار پیش آمده است و امروز آمریکا فقط در فکر نجات جان خود هستند و نه دل سوز برای آقای کرزی و ملت افغانستان.

از نتایج عملکرد ها پیداست که تاریخ مصرف آقای کرزی و کابینه اش نظر به عدم دقت در امور اداره کشور و عدم ایجاد تفاهم ملّی به پایان رسیده باشد , امّا هنوز فرصت باقیست و ملت و دولت شکافها را باید مرحم گذاری نموده و با همیاری و همکاری برای نجات افغانستان خود مردم نیز دولت خود را عاقلانه کمک نماید وبا اقدام صحیح باید جلوی جنایات نوکران اجانب در لباس دین را  گرفت. و باید همه ی مردم بفکر این باشد که در آینده نباید با داد و ستدهای سیاسی پشت پرده قربانی شوند و در این زمینه بیدار دلی و هوشیاری لازم است .

ملت افغانستان در طول تاریخ قربانی همه این داد و ستدها و جنگ و جدالها بوده و براستی هم که اگر طالبان بار دیگر به قدرت برسند آینده ملت مظلوم افغانستان و مخصوصاً ملیتهای غیر پشتون چه خواهد شد و به کجا خواهند انجامید؟VHA

 

 ©2003, Voice of Hazarajat
Last Update : 2008/10/18        >>>Back to Home