VHAبسم الله الرحمن الرحیم

 

زنگ بیدار باش قسمت چهارم  { جدید 2007 - 6 -3 }

بازهم طالبان

بیاد دارم که روزی در این دوره های شش و ال هفت سال به اصطلاح ورود دیموکراسی در افغانستان و مخصوصاً مناطق هزاره جات در یکی از مکاتب شاگردی از دختران جوان برای تغیر نام خود از فاطمه به زهره را جشن گرفته بود و آشکارا اعلان میداشت که در سایه ی نام های مانند حسن و حسین و فاطمه و علی و محمد صل الله علیه و آله و صلم , ما از حرکت به سوی به اصطلاح دیموکراسی و آزادی باز مانده ایم.

 در طول هفت سال خروش دیموکراسی و ایجاد دغدغه ها در اندیشه نسل جوان مسلمان و مسلمان زاده ها, فرزندان قوم و مردم افغانستان, آنقدر مردم و جامعه ی ما را مشغول ساختند که , حتی توان اندیشیدن در پیرامون خواسته های شوم دشمنان نیز از ما سلب گردید , و آنقدر فرزندان قوم  و جوان ما را در جدال تبلیغات مسموم کننده گرفتار ساختند که حتی دفاع از حرمت خانواده را نیز از آنان گرفتد , و به نحوی فرزندان ما را سرکوب فکری و عقلی نمودند که کوچک ترین غیرت , شجاعت و مردانگی خلاف مرام دیمکراسی تلقی شده و اگر مردی در دفاع از هویت زن و خانواده اش در جامعه در سایه اسلام غیرت به خرج میداد, ناگهان مورد هجوم آزادی خواهان قرار می گرفت که, چرا آزادی زنان را سلب می کنید.

و حتی کار را بجای رساندند که گروی از زنان با ورود آشکار به فساد , حکومت محلی را نیز به نحوی دچار انحطاط ساخته و در این قسمت برای تمامی اهالی محل و ولسوالی و شهر و قصبات روشن است که در منطقه  و مناطق مختلف تحت عنوان دیموکراسی چه می گذرد.

دیموکراسی از نوع غربی در کشور افغانستان پیش آمد بسیار ناگوار محسوب می شود , مخصوصاً در هزاره جات , این پدیده ی شیطانی بلای را دامنگیر ساخت که حتی اکثریت قاطع جامعه پیش ازانیکه زیان و مفاد آن را بسنجند به آن ری مثبت داده و پیش ازانیکه درک کنند , دیموکراسی یعنی چه ؟ بدون تحقیق آن را پذیرفتند ، و بالآخره نتجه پذیریش شان نیز این شد که نسل جوان جامعه بجای حرکت به سوی کمال انسانی , راه خویش را به سوی فساد اخلاقی کج نموده و کار را بجای رساندند که حتی در دهات ترین نقاط افغانستان بطر شراب به مبلغ دوهزار افغانی و یا کمتر بیشتر خرید و فروش می شود و سال گذشته را آشکارا جوانان ما به خوردن ماه مبارک رمضان پرداختند.

در دوره طالبان این پدیده شوم که میراث استعمار بین الملی می باشد در هزاره جات اختناق سایه انداخته و از دین , خدا و اسلام بلا و دیوی را در جامعه ترسیم ساختند , که بعد از فرار شان نیز اثرات عمل کرد منفی آنها نسبت به دین و ایمان بین مردم تاریکی و کور دلی را بجای گذاشته است

امروز در طول هفت سال به اصطلاح دیموکراسی اگر حرکت ضد دین در جامعه بوجود می آید , در واقع نقش طالبان در دین ستیزی و دین زدای بلای بود که نباید آن را نادیده گرفت, زیراکه طالبان مأموریت داشتند تاکه برای ورود دیموکراسی آمریکای در افغانستان با ایجاد رعب و وحشت در سایه نام دین برای دشمنان سرک سازی نمایند.

 نقش طالبان از آغاز تا به امروز در افغانستان زیر نظر آمریکا می باشد و طالبان برای حمایت آمریکایهاست که این طرف آن طرف زهر خویش را برای بقای اربابانش در افغانستان به حلقوم ملت افغانستان می ریزیند و این یک واقعیّت می باشد که طالبان مزدورند.

امّا برای من نویسنده این شبه بوجود می آید که چرا جوانان ما پیش ازانیکه به آمریکا و دیموکراسی شیطانی اش دل بنندند , در پیرامون رسالت انسانی خویش نه می اندیشند؟ و چرا نه می اندیشند که تذکره هزاره ها به صورت شان بوده و در هر کجاه که هستیم ولو هزار بار خود را ضد دین و خدا معرفی نمایم باز هم شیعه محسوب می شویم , براستی اگر چنین هست , آیا با این صفت عالی بشری که همان شیعه ی اثنی عشری باشد , دوست دارید که باز هم در سایه این و آن ذلیل باشید؟ و نوکر مابانه زندگی کنید؟

 و باز هم این سوال خلق میشود که در دوران اشغال هزاره جات بدست طالبان تاریکی محض حاکم  بود که واقع دود از دماغ مردم در آورد ، و بلای را مسلط ساخته بود که احدی , حتی در خانه ی خویش نیز امنیت جانی و روحی نداشتند.

آیا بر نامه هفت ساله ی دیموکراسی در مناطق هزاره جات از نظر بدعت نیز زیان و ضرر آن کمتر از جهالت و تاریکی طالبان نه می باشد؟ ,آیا دیموکراسی آمریکایی با اشاعه فساد ضد انسانی و اخلاقی , ما را به شنیدن نغمه های شیطانی مشغول نساختته هست؟ آیا نه اینست که حتی در مدت کوتا دچار نقض هویت شده و نزدیک می باشد که از درون مسخ شویم و آشکا را با اینکار هویت دینی و خود باوری انسانی خویش را نیز از دست بدهیم؟

دیموکراسی غربی در واقع  غیرت و مردانگی ما را زیر سوال برده و بلایی را بر سر نسل جوان ما آورده است که اگر اقدام تجاوز طالبان بازهم صورت گیرد یقیناً تا مرکز بامیان و جاغوری و دایکوندی جرئت جلو گیری از آن در افراد دیده نه شود.

حزب الله لبنان اگر در مقابل آمریکا ایستاد و پوز اسرایل را بخاک مزلّت مالید دین خواهی و ایمان راسخ آنها بخدای جلیل بوده و با توکل قلبی به خالق هستی به اهداف رسیدند , و در عین حال محبت و عشق به خاندان نبوت و امامت نیز از آنان آهن فولاد ساخته است , و امروز واقعاً جوانان لبنانی شیعه  در ذات خود افتخار خدا و آل رسول می باشند.

پس چرا نسل جوان ما نیز به نوبه خود حقایق را مطالعه نه می کنند و در نه می آبند که استقامت و مقاومت در مقابل اشرار آمریکایی یعنی طالبان داشتن ایمان کامل بخدای سبحان ضرورت دارد و باید فرد فرد ما با یاد و نام خدای جلیل حیات طیبه و احسن را برای خویش انتخاب نمایم تا باشد که با توکل بر خدا بر دشمن پیروز شویم.

طالبان برای دومین بار است که در وسط یک ماه بالای هزاره جات حمله را آغاز کرده اند و ثمرات حمله آنها نیز از بین رفتن 11 نفر از فرزندان قوم می باشد.

آیا به نظر شما دشمنان نقاط ضعف ما را پیدا نکرده اند؟ و اگر کرده اند , پس راه  عقلی در سد کردن حملات دشمن و برای جلو گیری از حمله سوم شان  په باید گرد؟ و چه پلانی را باید طرح نمود؟

 آیا برای جلو گیری این پلیدان قسم خورده یعنی طالبان و اربابانشان که از آغاز دشمن ما بوده اند و هستند می توان از طریق دیموکراسی وارد شد؟ آیا دیموکراسی در جوانان ما این شهامت را خواهند داد که در مقابل بیداد جنگید؟ که هرگز نه.

پس چه باید کرد تاکه بر دشمن دیرینه خویش مانند حزب الله غالب آیم؟ در این جا فقط یک جمله وجود دارد و آن اینکه , برگشت به خویشتن می باشد و بس, و برگشتی که باید به هویت خویش رسید و در سایه اعتماد بر نفس پوز دشمنان را باید بر خاک مذّلت مالید.

با توکل کامل بخدا و ایمان به مقدسات دینی و داشتن محبّت آل محمد صل الله علیه و آله وصلم و عشق به جهان بعد از مرگ و از مسیر قربانی شدن در راه خدای واحد باید به پیش رفت و الا ذلت ابدی نزدیک است که اگر دیر بجنبیم. VHA

زنگ بیدار باش قسمت سوم { جدید }  دقیق بخوانید

حادثه غم انگیز حمله ی طالبان بر پسته ی تنگی هوتله , نارسیده به جاغوری سر آغاز جنایت طالبان بعد ار 2001 نیست بلکه این حمله ی وحشیانه نمونه هایست که در سایر نقاط افغانستان که در سیطره دولت مرکزی می باشد نیز اتفاق افتاده است .

 امّا حادثه 2007 5 11 سر آغاز هجوم وحشیانه به سوی دروازه های هزاره جات موضوعیست که باید فرزندان قوم در پیرامون آن دقیق بیندیشند و برای فرداهای خویش بر اساس آنچه که در چهار سال حکومت طالبان بر آنان رفت را در نظر گرفته و آمادگی خویش را بگیرند.

روز پنجشنبه 20 ثور 86 در تنگی هوتله هفت نفر فرزندان قوم توسط طالبان نا جوان مردانه به شهادت رسیدند که خدای روحشان را شاد کند , امّا اگر طالبان بار دیگر در منطقه ی هزاره جات چهره نمایی نمایند , این را همه باید بداننم که انتهای کار , مرگ در ذلّت خواهد بود و یقین داشته باشیم که همراه با ذبونی و نکبت در تحت سلطه حاکمیّت قرن حجر بردگانی  خواهیم بود که نه اختیار نفس خویش را داشته باشیم و ناموس خویش را.

گذشته ی تلخ و تاریک چهار سال حاکمیت طالبان را نباید از یاد برد , دوره ی که همه ی ما ریش ذلت را به صورت گذاشته بودیم و با تبعّیت از کوردلان تاریک به نام طالبان که نه دین داشتند و نه ایمان , آنقدر کورکورانه رقیصیدیم که نزدیک بود حتی اصالت هزارگی خویش را نیز دو دسته به ارباب پوشالی تقدیم نمایم.

امّا اگر بار دیگر زمینه ی سلطه و حاکمیت طالبان مطرح شود باید گفت که داشتن و یا گذاشتن ریش چاره ساز نیست زیراکه دشمنان خدا همگام با مستکبرین جهانی در سدد نفی نسل هزاره , مذهب و ایمان مردم ما می باشند و بخدا قسم آن زمان زمانی خواهند بود که برای رفتن به بهشت جلادان کور دل , خون ما را به عنوان تبّرگ به کفن خود و به در و دیوار مساجد خویش خواهند نویشت. آیا این اتفاق در افشار کابل به وقوع نه پیوست؟

فلذا تجربه از عمل پیشین جنایت پیشگان مانند طالبان و بیاد آوردن حکایت عینی تلخ و تاریک از دوره ی 4 ساله را باید فرزندان قوم در نظر داشته باشند و همه مسؤولیم که برای دفاع از هویّت خویش این بار ما باید کفنهای خویش را با خون دشمن رنگین کنیم و در درّه های هزاره جات , در کنار سنگ و دیوار مناطق خویش دشمنان دین و آزادی را دفن کنیم و باید در این زمینه آنقدر قاطع بود که برای احیای حق و دفاع از مناطق هزاره جات باید کفنها را همیشه بر تن داشت و نباید گذاشت که دشمن ملت هزاره بار دیگر در دیار هزاره جات رخنه کنند.

خواهر و برادر مسلمان و هزاره های دلیر دل بستن به این و آن کاری را برای ما به ثمر نخواهند رساند. نه آمریکا و اروپا از ما دفاع می کند و نه ایران اسلامی , و امروز اگر ما با نیروی لایزال خداوند حرکت نکنیم و با اتکاه به حضرتش با تلاش شبا روزی خود و جوانان خویش به پیش نرویم , ایمان داشته باشید که بار دیگر ذلت و ذبونی از آن ما خواهد بود.

 بیاید که در سایه نیروی ایمان بخدا و بازوان پرتوان خویش از محیط و دیار و هزاره جات عزیز دفاع کنیم. VHA

زنگ بیدار باش قسمت دوم 2

با گفتگوی که با یکی ازخانوانده ی مهاجر هزاره بعد از سقوط بامیان بدست طالبان داشتم این حکایت پیش آمد که گفت: ما اعضای خانواده ی خویش را در وسط راه از دست داده و ازینکه وسیله دفن میت برای ما وجود نداشت بناچار میـت را در میان برف در دامن کوه قرار داده و راه را به سوی پاکستان در پیش گرفتیم .

داستان تلخ و ناگوار بالا به عنوان نمونه از هزاران پیش آمد ناگوار و زشت در دوره ی حاکمیّت طالبان می باشد که در مدت بسیار کوتاه بر مناطق هزاره جات مسلط شدند. و این تسلط در اثر خیانت و یا کوتاهی  سران قوم و یا غفلت جوانان ما در مقابل دشمنان قسم خورده ی شان بود که با عدم مقاومت و استقامت, یکی پس از دیگری زمینه سقوط منطقه را مساعد ساخته و دیار خویش را ترک گفتند.

 نظر به صحبت های یکی از سران قلدر طالبان که گفته بود با اصلحه موجوده و مواد خوراکه ی که در بامیان وجود داشت , هزاره ها می توانستند که سالهای طولانی در مقابل ما از خود دفاع نمایند, اما خدا اینها را ذلیل کرد.

 این جمله که خدا اینها را ذلیل کرد تلخ تر از سقوط بامیان و کل هزاره جات می باشد که اگر فرزندان قوم معنی آن را درک کنند.

چرا سقوط

در افغانستان و مخصوصاً هزاره جات چه چیز باعث شد که این همه با یک هم همه ی فریبنده طالبان کل هزاره جات همگام با سایر نقاط سقوط نمایند؟ این سوال سوالیست که همه باید از خود بپرسیم ؟ در اندیشه ی همه ی ما خاطرات تلخ سقوط هزاره جات موجود است و لازم نیست بدانیم که چگونه هزاره جات شقوط کرد , امّا واجب اینست که بدانیم که , چگونه گذشته را به عنوان درس پیگیری نموده تاکه در آینده بار دیگر تاریخ تکرار نگردد , و بار دیگر شاهد شماتت خویش در منطقه و دیار خود نباشیم.

یکی از بزرگان با توصیه ی صادقانه اش در میان جمعی از مردم در آیام اختلافات گروهی و جدال قومی بیان داشته و گفت: که هموطنان عزیز , امروز حوادث تلخی را برای شما پیش بینی میکنم که اگر دست از جدال ، نفاق و فتنه بر ندارید به چهار بلای سنگین گرفتار خواهید شد.

 اول: نرخنامه ی شما بهم می خورد, که خورد.

 دوم : باران رحمت خدا از شما گرفته خواهد شد و تا جایکه کف دریای تان را بکاوید بازهم آب بدست شما نیاید. که اینکار پیش آمد و کف دریاها  را کاویدند.

سوم : دفاع از ناموس بر شما سنگینی کند و تا جایکه اولادهای غیر شرعی نیز بوجود آید. که این موضوع بار بار در اقصا نقاط کشور اتفاق افتاد.

چهارم : بلا و خشم سنگین تسلط بی رحم ترین گروه بر شما خواهد بود که در قبال قدرت دفاع از شما سلب شود. که این گروه عبارت از سلطه ی طالبان بود.

در شمالی و بگرام زنان مردم را ربوده و به عربها فروختند و تاکهای انگور و درختان میوه ی شان از بین برده  و کاریزهای آب شان را  نیز خشکاندند. در مزار شریف نیز سرهای مردم را بریدند و خانه ها و مغازه های مردم را قبضه نمودند.

ممکن دوستان اعتراض کنند که گذشته را نباید بیاد آورد. اما من احساس می کنم که برای عبرت گیری باید به گذشته ی تاریخ برگشت و برای ترمیم وحدت ، اتحاد و هم آهنگی از آن بهره برد.

 ما با اظهار شهادتین به خدا تعهد داده ایم که بنده او باشیم و در پناه او و در سایه او از حق و حقوق انسانی خویش دفاع نمایم . پس اگر وحدانیت خدا را قبول کرده ایم باید به حکم او تن داده و در سایه او با ایمان کامل و حفظ وحدت و اتحاد در فکر آینده هزاره جات باشیم .

 هزاره جات سر زمین آبایی ماست و دامن مادر برای ما محسوب می شود ولی افغانستان کشور ماست. اگر بار دیگر دامن مادر را از دست بدهیم در کشور خویش نیز, جای برای زیستن نخواهیم داشت. بیاید که با صف محکم و استوار از گذشته ی تلخ صد ساله و مخصوصاً سه دهه اخیر عبرت گرفته و با انسجام در سایه ایمان بخدا در حفظ بقای هزاره جات و مردم خویش کوشا باشیم.

در این قسمت تصمیم خویش را بنابر تجربه از گذشته جدی گرفت و در عمل به اثبات برسانیم که برای حفظ عزّت قوم خویش در صحنه هستیم و خواهیم ماند. و امیدواریم خدای جلیل توفیق عنایت نماید تاکه با بیداری کامل از محیط ، منطقه و دیار خویش دفاع نمایم. مثل معروف که میگویند عاقلان از یک غار دو بار گزیده نمی شوند , امیدواریم که مردم غیور هزاره بار دیگر قربانی اختلافات و جنگهای داخلی نشده و محکم و استوار در کنار هم از هویّت خویش دفاع نمایند.

زنگ بیدار باش قسمت اول

1 : در ولایت غزنی نا رسیده به تمکی حدوداً چند نفر طالب در روز روشن راه را بر مسافران هزاره بسته و به جستجو اقدام می کنند . در یکی از موترها یک نفر را با لباس عسکری از موتر پاین آورده و در جلوی چشم بقایای مسافر تیرباران می کند

2 : پنج نفر طالبان مصلح وارد بازار تمکی شده و آشکارا به مردم اخطار می دهد که اگر دختران تان را به مکتب ارسال نماید مکتب را بر سرشان آتش خواهیم زد و مکتب دخترانه را باید بست و در عین حال اگر دیش آنتنرها را از بامها پاین نیاوردید خانه هارا بر سر تان ویران خواهیم نمود.

جریان بالا یک اتفاق نیست بلکه یک حکم دیکتاتورانه ی گروه  و یا طالب هست که در لباس دین بار دیگر میخواهند که بر سرنویشت ملت افغانستان مسلط شوند. تمکی دارای 1200 خانه محله ی از مناطق هزاره جات است. اداره و حاکمیت قریه بدست خود مردم محل می باشد که در سایه دولت افغانستان تا بحال به خاطر صلح و آرامش هیچگونه سر پیچی از دولت مرکزی  نداشته اند و تا به امروز تلاش و کوشش همگان بر اینست که در افغانستان صلح و امنیت بوجود آید و گذشته های تاریک دو دهه گذشته چه در سایه ی نام مجاهد و چه در سایه ی حکومت طالبان به فراموشی سپرده شود.

 امّا در این اواخر بار دیگر طالبان با بی شرمی تمام با نفوس و ورود در منطقه با بی حیایی مردم را چشم ترسانی میدهد و از دروازه قدرت با مردم سخن میگوید.

جهل و نادانی

طالبان حامل پیام جهل و نادانی در تاریخ افغانستان بوده و مردم افغانستان سر گذشت بسیار تلخ و تاریک از این گروه را با خود داشته و دارند و تا جایکه عمل اینها کمر اسلام را نیز شکسته است. این گروه با پشتیبانی وهابیون پاکستان و اعراب در افغانستان مشغول تخریب مدارس ، مکاتب و اماکین ملی بوده و در دوران حاکمیّت خود نیز راه ترقی و تمدّن را به روی ملت افغانستان بسته بودند. فلذا بر همگان روشن است که اگر بار دیگر این قشر بر کشور مسلط شود باید فاتحه انسان زیستن را در اففانستان خواند.

درس عبرت از گذشته

برای مردم هزاره گذشته های تلخ سه دهه باید درس باشد. درس عبرت از نفاق درس عبرت از تباهی و ویرانگری و بالآخره درس عبرت از ذلت پذیری در سایه حکومت طالبان . مردم هزاره باید بیاد داشته باشند که در ایام  حاکمیت کوردلان مانند طالبان حتی اهداف تشنگان قدرت قبضه ی کامل منطقه هزاره جات بوده و تا جایکه مناطق هزاره جات را بنام پشتونهای وهابی نام گذاری کرده  و بخشیده بودند و حتی تذکره هارا نیز بنام  مناطق هزاره جات برای آنان صادر کرده بودند.

فلذا گذشته ی تلخ و تاریک را باید تجربه قرار داده و همه فرزندان قوم مسؤولند که برای دفاع از حرمت و شخصیت انسانی خویش کمرهارا سفت بیبندد و برای دفاع از حریم ناموس خویش آماده ی مبارزه و دفاع باشند. قرار اطلاع تصمیم لشکریان شیطان در نفی و محوی کامل هزاره و شیعه از افغانستان بوده و از قرینه پیداست که اعراب وهابی پیش از پیش با همکاری مزدوران داخلی پلانهای را برای نابودی پیروان شیعه در عراق ، افغانستان و پاکستان دارند که امیدوارم که خدای بزرگ به شیعیان جهان توفیق درک از خواسته های ذلیلانه دشمنان دین را عنایت نماید تاکه با بیدار دلی آماده ی دفاع از حریم خویش باشند.

وحدت و هم آهنگی

 ملت هزاره با اقتدار تمام حمایت خویش را از همه ی ملیّتهای ساکن در افغانستان اعلان میدارند , برادران پشتون ، تاجیک ، ازبیک و هزاره با هم برابرند و در سایه دین اسلام و بیرق افغانستان از حقوق انسانی خویش بهره مند خواهند بود و باید هم باشند. امّا تخریب کنندگان مکاتب و مدارس و سوزاندن سرمایه ملی  به نام دین اسلام نه تعلق به شیعه دارد و نه به سنی و همه ی ملیّتها در نفی و باطل بودن آن یکسان می اندیشند.

امّا مبارزه برعلیه جهل و نادانی

گذشته های شکست طالبان اکر با مشیِت و اراده خدای بزرگ  که ظالمی را با ظالمی نابود ساخت که چنین هم شد, امّا خدا دوست دارد که ستمدیدگان با نیروی بازوی خود از ننگ و ناموس و از عزّت و شرف خویش دفاع نمایند و با اتکاه به نیروی الهی دشمنان شان را گوشمالی دهند. این یک واقعیت می باشد که امداد غیبی خدا زمانی میسر است که اخلاص در نفی جهل و باطل باشد و اگر خواسته باشیم که برای بهبودی حیات و زندگی در سایه علم و کمال انسانی به پیش رویم هیچ راهی جز استقامت در مقابل جاهلین نیست و امیدوارم که خدای بزرگ صبر، مقاومت و دلیری را برای تک تک ما عنایت نماید تاکه جهل نادانی را ریشه کن ساخته و علم و دانش را جایگزین آن نمایم

 خواهر و برادر عزیز: بیاید که از گذشته های تلخ درس عبرت بیاموزیم و با نیروی عظیم بشری و جوانان برومندیکه در اختیار داریم نگذاریم که گذشته ی دردناک  بار دیگر تکرار شود و بخدا قسم شما پیروز خواهی بود که اگر کمربند همت را سفت بی بندید.VHA

 

 ©2003, Voice of Hazarajat                                                                
Last Update : 2011/03/28        >>>Back to Home