VHAبسم الله الرحمن الرحیم

انسان و نگرانی های او در زندگی
قسمت سوم

در زمینه نگرانیها  درونی انسان بعد از گفتگوهای مدلل در نشستی که با جمعی از دوستان داشتیم به این نتیجه دست یافتیم که رضایت در زندگی از آن کسانیت که در دایره ی حیات ارتباطات شبانه روزی شان با سازنده ی نظام آفرینیش تحت عنوان نماز و عبادت وصل می باشد , نماز و خدا پرستی که در واقع محور اصلی قدرت و تمرکز فکری برای انسان محسوب می شود در 24 ساعت انسان را در مقابل حوادث روحی و فکری بیمه نموده و توان ذیستن را به معنی واقعی به او هدیه می کند تاکه از طریق آن در قدم اول مدبرانه با دنیای خودش برخورد کند و با بردباری و شکیبای به اهداف عالیه انسانی نایل آیند و در قدم دوم در مقابل حوادث روزگار محکم و پایدار  بی ایستد.

نماز و یا انجام فرایض دینی نوعی از تسلّی روحی و ایجاد اطمینان در وجود انسان است و خدای بزرگ در قرآن مجید سوره رعد آیه 28 نیز این موضوع را برای بشریت مطرح کرده و فرموده است { همان کسانى که ایمان آورده اند، و دلهایشان به یاد خدا مطمئن (و آرام) است; آگاه باشید، تنها با یاد خدا دلها آرام مى گیرد. }

پس بنابر این تنها راه آرامش و اطمینان برای انسان همان راه خدا پرسیتی بیش نیست و نیاز فطری انسان نیز که همان خوشبختی واقعی و سعادت کامل باشد تنها و تنها از جانب پروردگار عالم اهداه می شود و این لطف و کرم از آن اوست که به بندگان ارزانی می شود تاکه انسان بتواند با درایت فکری و اندیشه ی اعلی در ایجاد زندگی عاری از وسواس و خیال اقدام کند و با جد و جهد و تلاش در اختراعات و پژوهیش علمی سرگرم شود  و در زندگی از نعمات خدای بزرگ بدون نگرانی و اضطراب بهره ببرند.بقلم اللهیاری

انسان و نگرانی های او در زندگی
قسمت دوم

نگرانیهای انسان هم مفید و هم طبیعی هست که در ذات خود یک ضرورت در نظام هستی می باشد و هم غیر طبیعی که بیانگر نا آرامیهای درونی انسانهای اضافه خوا می باشد که در زندگی قانع نیستند و در بدست آوردن زر و زیور دنیا هم خودشان را قربانی می کنند و هم دیگران را .

بطور مثال: اگر با سران دنیا مصاحبه شوند دایم در بر اندازی نظام حیاتی کشورها  , خودشان را بر حق میدانند و با ایجاد زمزمه های حقوق بشر و دفاع از آزادی و دیموکراسی وارد صحنه می شوند و با هزاران بهانه می کوشند تاکه به اهداف بزرگ اقتصادی از طریق چپاول سرمایه ها نایل گردند.

سران استکبار دایم در خروش درونی گرفتارند و  بغض و حسادت از آنان حیوانات بدتر از درنگان ساخته و جهل و نادانی دامنگیرشان و عقل و خرد انسانی که چراغ راه بشر است از وجودشان فراری می باشد و لذاست که قتل عام انسانها برای شان عادی بوده و حتی خم به آبرو نه می آورند.

اگر به پاینتر از سران استکبار مراجعه کنبم و با مغاره داران عادی و بزرگ , درب صحبت را بکشایم تنها جمله ی را که خواهیم شنید اینست که میگوید فروش محدود می باشد و مشکلات اقتصادی خسته کرده است و اگر با تاجرین و فروشندگان اجناس عمده رابطه برقرار نموده و جویای حال و احوال تجارتی شان شویم بازهم تنها چیزی را که بر زبان دارند مشکلات اقتصادی و عدم فروش و یا مطرح کردن هزاران مشکل دیگر مانند فشار روحی و فکری در زندگی شان .

اگر با کارگران کارخانه و غیره مصاحبه شود داد , فریادشان بلند است که آینده مبهم ؛ ارباب و یا صاحب کار هم خاین است و خواسته های ما بر آورده نمی شود و اگر از صاحبان کمپنی و یا فابریکه ها جریان اقتصاد و در آمد هایشان را بپرسید قطغاً از دست کارگران شاکی و از انبار شدن اجناس و عدم پرداخت حقوق کارگران می نالند.

همین طور با والدین و یا پدران و مادران هم اگر مصاحبه شود , این جمله را بر زبان دارند که آینده فرزندان چه خواهند شد و فردای بچه ها به کجا خواهند انجامید و پدر نیز حّم و غمش آینده فرزندان می باشد که چنین شود و چنان ,  درحالیکه از آینده خودش نیز اطلاع ندارد که چه خواهند شد.

 پس معلوم است که آرامش نیست وسوسه ها و آز و طمع ها رویهم رفته در وجود آدمی انبار شده است و این انسان هست که گاهی به زمین و گاهی به آسمان می پرد و گاهی هم در گیر با غم و اندو و تشویشهای بی شمار , امّا ناگهان چشم می کشاید که در منجلاب مرگ گرفتار و بعداً در تابوت و قبرستان , خدا حافظ.

لذا وقتیکه آرامش نبود یقیناً خوشبختی و سعادت وجود نخواهد داشت و طبیعتاً امروز خوشبختی ها طیّاره و یا هوا پیمایی جت شده است و ما هم بگی و یا گادی لاغر به دنبال او و هرچه که تلاش می کنیم به او دست پیدا کنیم برای ما ممکن نیست.

پس معلوم شد در زندگی سیراب شدن بشر و قانع شدن انسان مشکل است بخاطریکه دنیا سرابی بیش نیست و اولاد آدم در انتخاب حیات و زندگی مدام راه خطا را در پیش دارند و گرفتاریهای بیشماری را بر وجود خود تحمیل کرده و بیچارگی را بر جان خریدارند و جنگ و جدال های موجوده ی جهانی نیز بیانگر آن می باشد که امروز بر دنیا سایه انداخته و هر روز خیلی ها را قربانی اهداف شوم و ناروای خود می کنند.بقلم اللهیاری

ادامه دارد...

انسان و نگرانی های او در زندگی
قسمت اول

میگویند در طول عمر چیزیکه به آن نرسیدم خوشبختی و سعادت است و از آنچه که محروم ماندم و کامم خشک و روحم پریشانست اقبال و بخت بلند و داشتن دنیاست و در این زمینه نه تنها خوشبختی و اقبال میسر نشد , بلکه بر تشنگی و نا آرامی های روحی ام نیز افزوده شد و امنیت و آرامش  فکری خویش را نیز از دست داده ام.

در گفتگو و مصاحبه های انفرادی و جمعی با مردم فقیر و غنی در دور و بر دنیا در انتظار جمله ی بودم که بشنوم , ما و یا من آیا در زندگی خویش خوشبخت هستیم؟ آیا به سعادت و آرامش دنیایی رسیده ایم؟ که متأسفانه جواب همه نه و بطور همیشه و در هر لباسی که باشند منفی بوده و  هست و تا ابد نیز منفی خواهند بود, چرا؟ برای اینکه دنیا سرابی بیش نیست و عاقلان میدانند که انتهای بشر به کجا منتهی می شود.

یکی از رازهای حیات بشری در دنیا و یا عالم هستی اینست که خوشبخت شدن برایش دشوار و رسیدن به  اهداف غایی برایش غیر ممکن می باشد و امروز شاهدیم که در دنیایی موجوده غنی و ثروتمندان بدتر از فقراه دچار استرس و بیماری روحی بوده و اگر به حقیقت تن بدهیم و صادقانه اعتراف کنیم , دنیا داران و ثروتمندان مجنون وار در پی سرمایه های هستند که هرچه انبار و ذخیره می کنند , برایشان کافی نیست و هرچه که بدست می آورند برایشان پایانی ندارد و بآلآخره در مسیر بدست آوردن ثروت آنقدر تلاش می کنند که حتی کام شان خشک و شب و روز شان در حسرت یک لحظه آرامش بوده و غصّه های درونی شان ناتمام است.

فقرا و مستمندان , اگر دچار بیماری روحی اندکی هستند ممکن غصّه های آنان غذای فردای شان باشند که سخت به آن محتاجتند و علت این احتیاج نیز آن است که تجاوز به حریم و حیات آنان صورت می گیرد و سرمایه های خدادادی شان بیغما رفته و اندکی هم , اگر دارند را نیز به بهانه های گوناگون از آنان سلب می کنند. امّا تنها چیزی که فقراه به آن مواجه نیستند از دست ندادن نعمت خواب گرانبها و گذاشتن سر بر بالیشت بدون دغده ی فکری و روحی می باشد که در ذات خود این نعمت بر اساس لازمه ی وجود نعمت بسیار بزرگ در زندگی محسوب می شود.

اینجا سوالی مطرح می شود که چرا این نعمت را فقراه داراست؟ در جواب باید گفت: برای اینکه مستمندان سرمایه ندارند که نگران آن باشند و نمیدانند بورس های اقتصادی دنیا چیست و نرخ دلار و پوند یعنی چه؟ بقلم اللهیاری

 

 ©2003, Voice of Hazarajat                                                                
Last Update : 2011/03/30        >>>Back to Home