VHAبسم الله الرحمن الرحیم

 

طغیان قسمت دوم

در گفتگویکه با یکی از اهالی منطقه در پیرامون عدم بارندگی , برف و مشکلات ناشی از آن داشتم ؛ اظهار نمودم که خدا در باران , برف و هوای رطوبت زا نعمت های فراوان را گنجانده و براستی چه لذّت آفرین بود که مردم منطقه غرق در نعمتهای پاک ولو کم و اندک توسط بارندگیها بودند و همگان دارای اطمینان خاطر و عدم بیماری و اضطراب به پیش می رفتند احترام , محبت و اخلاص  در بین مردم وجود داشت وهمگام با دعا و نیایش و در هرقریه آذان بلند و به ثنا گوی و تسبیح خدا مشغول بودند.

طرف در جواب گفت:  که بارش و باران را بخواهیم چکنیم , هیچ نبارد , پول و ثروت بین مردم فراوان و خارجه نشینان استرالیایی و برادرانی که درکشورهای عرب و اروپا هستند حاصل فراوان دارند و برای تأمین زندگی افرادی که اینجا هستند به قدر کافی پول ارسال میدارند , زمانیکه باران و برف فروان بود از دست قٌلبه و شخم زدن زمینها خسته می شدیم هی فش فش حیوانات و زمزمه های مرغ و گوسفند و گاو و.... ولی الان آزاد از همه چیز و با موتر و موترسکلیت با نازو خریمان به هرطرف که خواستیم راه باز است وبالآخره هیچ هم نبارد.

زمانیکه گفتگوی بالا را گوش میدادم جانم به لرزه افتاد و بار بار به خدا پناه  برده و بیاد تاریخ گذشته ی افتادم که در زمان یکی از پیامبران الهی بنام هود ، خدا رحمت فراوان برای مردمش نازل داشت ، باران برف و بهار تابستان  میوه , سبزیجات و غله و جو گندم فروان و.... مردم آن زمان با داشتن نعمتهای فراوان , و از همه مهمتر نعمت اطمینان و عدم بیماری و رنجای استرس و غیره که در واقع اگر انسان قدرش را بداند برخوردار بودند .

 اما قوم هود آهسته آهسته دچار خود بزرگ بینی گردیده و کفران نعمت نمودند و سر به طغیان بر داشته و آشکارا به عصّیان و گناه مشغول و در نا شکری نعمتهای خدا اقدام و حتی کار را به جای رساندن که با خمیر نان از آرد گندم استنجاه میکردند و می گفتند که ما تحمل سختی سنگ و کلوخ را نداریم و حتی تحمل شستن عورتین را آب مصفّا نیز نداشتند و می گفتند نرم تر از خمیر آرد چیزی نیست.

خدای بزرگ با عظمت خودش در حق بندگانش هر گز ظلم نه می کند و خدا ملتی را تا که رهنما برای هدایتش نفرستد و اتمام حجت نکند به بلا و رنج گرفتار نه می کند و خدا در قرآن  { سوره اسراء ایه 15 می فرماید: هر كس هدايت شود، براى خود هدايت يافته; و آن كس كه گمراه گردد، به زيان خود گمراه شده است; و هيچ كس بار گناه ديگرى را به دوش نمى‏كشد; و ما هرگز (قومى را) مجازات نخواهيم كرد، مگر آنكه پيامبرى مبعوث كرده باشيم (تا وظايفشان را بيان كند.) }

اما ازینکه طغیان و سر کسی قوم هود به حد اعلی خود رسید و آشکارا نعمتها را زیر پا له میکردند و در مقابل خدا آشکارا جبه گرفته و پیامبر زمانش را نیز به تمسخر و ناسزا می گرفتند , خدای جلیل اولین چیزی را از آن قوم گرفت نعمت باران و برف بوده و دومین نعمت , نعمت اطمینان خاطر بود , و تا جایکه اضطراب دامن گیر و مرضهای گوناگون سایه افگنده  و گرسنگی و تشنگی روز افزون و مشکلات مردم به حدّی رسید که محتاج به همان خمیرهای شدند که به آن استنجاه کرده بودند.

امروز نیز طغیان و آشکار شدن قیام برعلیه حکم خدا در جامعه موجوده افغانستان آشکار شده و مردم  با بی اعتنایی به دین و ایمان خود به خالق خویش پشت کرده اند و کار را حتی در دور افتاده ترین نقاط افغانستان بجای رسانده اند که نسل پیر و جوان امروز در جلوی مسجد مشغول بازی و تفریح اند آمّا زمانیکه وقت نماز می رسد همه به سوی خانه هایشان فرار و به شکلی که چادر ها را بر گوش می اندارند تا که نام خدا را نیز نشنوند چه رسد به نماز , دعا و نیایش و حضور پیدا کردن در مساجد.

بیاد دارم که برای نماز شام در مسجد قریه رفتم و به این امید که شاید در مسجد بندگان خدا مشغول باشند و در کنار مردم مشکلاتم را در نزد خدا عرضه نمایم ، و همیشه گرفتن حاجات در میان جمعیت ممکن می باشد و خدا بخاطر کدام و یا بعضی از بندگان شاید دعا ها را مورد قبول خودش قرار دهد  اما با کمال تأسف در مسجد قریه جز یک نفر آن هم نگهبان مسجد بیش تشریف نداشت.

 غصّه بر من حاکم شد و در باره محجوریت مسجد سخت نگران شدم , زیراکه محجوریت قرآن و مسجد بلاها را به دنبال خواهند داشد و امروز ما نتجه ی این بلاها را در دیار خویش می بینیم که اول آن عدم باران و رحمت الهی می باشد منطقه خشک و خاک آلوده و غبار های ناشی خاک روان مسلط شده است و دوم آن اختلافات قومی و فتنه های روز افزون می باشد که امنیت و اطمینان خاطر را از مردم گرفته است.

آیا راه برگشت هست؟

توبه و پشیمانی و بازگشت به خویشتن و توجه به اوامر الهی نعمت هارا فراوان و بلاها را دفع می کند , خواهر و برادر مسلمان تا بکی زنده خواهید ماند که در ماندن تان بنازید؟ و چند بهار از عمر شما باقیست که با آن این همه دچارغفلت شوید؟ اگر امروز حیات و زندگی مطرح هست بلکه بعد از مرگ نیز حیات ابدی و جاوید را در پیش داریم و برای بهتر ذیسستن راه جز خدا پرسیتی را نداریم ؛ بیاید که همه باهم با خدا و اولیائی الهی آشتی کنیم تا شاید نظر رحمت خدا به منطقه و دیار برگردد و مشکلاتیکه  ناشی از سر پیچیها و گناهان پیش آمده است بر طرف گردد و یقیناً خدا آمرزنده و مهربان می باشد و رجوع به حضرتش , خدا ما را مورد عفوه قرار خواهد داد.
باران در منطقه برای فعلاً نظر به محاسبات 200 برابر از گذشته نیاز دارد و در بعضی نقاط عمق چاه به 45 الی 50 متر رسیده است وصل آب زمین را با باران آسمانی جز از راه توسل بر خدا ممکن نیست و ایمان داشته باشید که خدا توبه و انابه شما را وسیله نجات تان قرار داده  و نیاز شما را زود هم بر طرف خواد نمود , و خدا خالق کل مخلوق و کن فیکون فقط از آن اوست و اگر دستور دهد همان لحظه همه خواسته ها بر آورده خواهد شد ؛ ولی در قبال توبه نصوح از ناحیه بندگانش لازم و ضروری است
 

بیاد باغ و بوستان وطن باید گریست که اینک در گرداب گناه و ظلمت خلق گرفتار و به خاطرعدم بارندگی ورحمت خدا در مرگ تدریجی خویش می نالند و میسوزند.

امروز دید و فهم  انسانهای ساکن درافغانستان درغرقاب دنیا خواهی خویش مدفونند. و با عدم دلبستگی با خالق یکتاه در گرد خویش میچرخند و حیات خویش را به غفلت در دامن به اصطلاح دیموکراسی قربانی میکنند.

سود حرکات نادانسته مردم ما که تقلید کور کورانه می باشد به نفع دشمنان دین تمام می شود و زیان آن زباله ی می شود که اینک پیکر جامعه ما را آلوده ساخته و نسل جوان مارا گرفتار مرگ خاموش نموده اند.

بوی تعفّون بی دینی و یا دین سیتیزی در جامعه مستولی و خانه به خانه مانند سیلاب جامعه اسلامی ما را می بلعد. امسال آشکارا نسل جوان در اقصا نطاق هزاره جات ماه مبارک رمضان را نا دیده گرفته و در مله عام به خوردن مشغول بوده اند. با این وصف آیا بازهم در انتظار رحمت خدا نشست؟ بقلم اللهیاری

 

 ©2003, Voice of Hazarajat                                                                
Last Update : 2011/04/07        >>>Back to Home