VHAبسم الله الرحمن الرحیم

آیا خود را  شناخته ایم؟

مثال می زنند که هرگاه چیزی را برای خوردن تهیه می کنید قطعاً در باره آن فکر کنید که چگونه باید تهیه و آماده نمود و چگونه پخت و چگونه مواد سمی آن را برطرف ساخت.

یکی از دستورات مهم در تهیه غذا بهداشت و نظافت می باشد که اگر رعایت نشود ممکن اثرات منفی آن در وجود انسان تأثر منفی گذاشته و حیات انسان را به خطر اندازد.

انسان قبل از میل کردن غذا و یا نوشیدن مائیعات دقت لازم را دارند , زیرا میدانند که اگر , بد بخورند و یا بد بیاشامند دچار بیماری می شوند , ممکن بیماری لاعلاج , امّا همین انسان در طول حیات توجه ندارند که در پیرامون غذای روح شان چگونه فکر کنند و نیازهای روحی شان را چگونه برطرف نمایند و نمیدانند که در واقع غذای روح شان چیست؟

پایه ی اصلی حیات و زندگی جان انسان است { یعنی نفس انسان } اگر انسان توفیق پیدا کند که به قول امام علی علیه السلام بداند از کجا آمده اند؟ و چرا آفریده شده اند؟ و آخرالامر رجوع او بکجاست ؟ خواهند فهمید که مواد ارتزاقی بشر جز وسیله برای رشد روحی و جان انسان بیش نیست و انسان اگر این همه در باره خوراک و پوشاک خویش دقیق هستند , باید آن را وسیله برای رشد روحی و روانی خویش بدانند و درک کنند که اگر , خدای لایزال این همه نعمت ها را در اختیار بشر قرار داده است دال برآن است که بشریت باید به انسانیت برسند و از انسانیت باید به آدمیّت ارتقاه پیداکنند.

جسم بشر بر همه نژاد و نسل آدم تطبیق می شوند از سیاهان گرفته تا نژاد های گوناگون. امّا اصل جریان دو موضوع مهم دیگری به نام انسانیّت و آدمیّت می باشد که بحث امروز ما در باره آن ورق خواهند خورد که , چگونه می توان به آن دست یافت.

امروز بشر بر سفره ی انسانیت نشسته اند که در آن شکی نیست و انسان این موجود ناشناخته با تلاش علمی و درک از حقایق مادّی عالم که با دید ظاهری برایش میسر شده است به دریای اکتشافات رسیده اند و در تسخیر علم گام ها را بر داشته و شأن و شوکت ظاهری خویش را خوب هم سامان بخشیده و حفظ کرده اند.

امّا همین انسان از اینکه در پیرامون وجود خویش آنطوریکه باید دقیق شوند و فکری برای پیشرفت و تعالی روح خود نمایند , نه می کنند و برای درمان بیماری روحی اجتماع خویش صادقانه گام بردارند امّا با کمال تأسف اینکار را نه می کنند و نمیدانند که از جهان خویش چگونه می شود بهره بٌرد و چگونه به مقام عالی بشری دست یافت و از نعمت اندیشه متعالی آدمیّت برخوردار شده و از آب ذلال که همان معنویت باشد نوشید.

لذاست که مطابق آیات الهی قرآن , انسان همیشه در زیان و خسرانند ؛ و هر مقدار هم که علم انسان در باره مادیّات پیشرفت میکند به همان اندازه در دایره حیات انسانی خویش این بشر بینوا محکوم به فناه اند, چرا؟ برای اینکه از وجود خویش بیگانه اند و از کرامات عالیه درونی خود شناخت ندارند و نمیدانند که راه عبور از این همه جهالت در سایه علم موجود در چیست؟ و نه میدانند که از نعمت موجوده ی که در اختیار دارند چگونه برای اصلاح و تربیت انسانی خویش استفاده نمود؟

در جهانیکه ما امروز زنده ایم و نفس می کشیم دهکده ی بیش نیست و در اثر تلاشهای علمی همه عالم به هم پیوند خورده است امّا در همین دهکده ی متمدّن با اکتشافات علمی, انسانیّت انسان در اثر فشارهای روحی و جدالهای ناروای حاکمین وقت صدمه ی فراوان دیده و امروز بشریت آنقدر محزون و باهم در جدال و قهرند که جهان با این همه زیبایی در چشم شان تاریک و تار است و این تاریکهاست که حتی سالانه خودکوشی در کشور متمّدن مثل جاپان بین 35 الی 50 هزار نفر می رسد ، چه رسد به اروپا و آمریکاه و غیره. چرا؟

امراض گوناگون مانند ایدز , استرس , سرطان و سر درد های ناشی از , سر و صداهای  ماشین آلات و کشتار های دسته جمعی , خیانت به امانت , تجاوز آشکار به نوامیس مردم , دزدی , غارت اموال مردم و.... باعث است که بر نگرانیهای روزانه جامعه بشری افزوده شود.

اینجانست که توجه انسان به سوی مواد مخّدیر , الکهول و داروهای مسکین برای فرار از غصه های استمراری بیشتر شده و به اوج خود می رسد و حتی مرگهای مشکوک و یا خودکشی دسته جمعی آشکار انترنتی دامنگیر شده است که در کشورهای پیش رفته به عنوان یک طغیان و یا آفت حاکم می باشد.

منبع اصلی فرار از دین و یا ایمان گرایی واقعاً سرگرمیهای حزن و اندو آفرینیهایست که از چانال های مخرب , مانند تلویزون , انترنت و سایر میدیا پخش و در انذیشه و افکار بشریت ترزیق می گردد.

یقیناً امروز در اثر پیگری و مطالعات این حقیقت آشکار می شود که علت و عوامل اصلی اینهمه جنایات و کشمکشهای اجتماعی در عدم شناخت از خدا به عنوان بانی خلقت و دوری از اصالت انسانی که در آن انسان به عنوان بنده و تابع از خدای جلیل باشد را نام برد. در بازار آشفته ی امروز تحت عنوان تمدّن ، بشریت , خدا را به حاشیه رانده و  خود مانند حیوان افسار گسیخته به سوی سراشیبی به سرعت تمام در حال حرکت می باشند که گویی مرگ و نابودی خویش را بچشم می بینند امّا کنترول آن را از دست داده اند .

تا اینجا این بحث مطرح شد که عملکرد انسان یک بٌعدی بوده و آن اینکه انسان جنبه کمالی خویش را در تمّدن ظاهری میدانند و هم غم شان در تولید و اختراعات می باشد , ولو اگر این اختراعات باعث گمراهی شود.

علم امروز گرچه که خدمات فراوان داشته است  امّا با کمال تأسف در اثر اندیشه های یکطرفه دانشمندان و دانش پژوهان ,انسان از رسیدن به قله ی آدمیّت باز مانده و زمینه بیداری عقل , کمال و خدا خواهی در اثر پرستش هوای نفس بروی بشریت بسته شده و خرّد خدا شناسی نیز از او گرفته شده است.

حالا این سوال پیش می آید که انسان چگونه می توان راه گم شده خویش را باز یابد؟ و طریق رسیدن به آدمیت را بدست آورد ، تاکه از طلاطم و طوفان پیش آمده تحت عنوان تمدّن خشک و علم ویرانگر نجات یافت؟

اینجناب نویسنده ی این مقاله به این نتیجه رسیده ام که راه نجات بشر جز شناخت از نفس روحانی نیست و باید به عظمت جسمی و روحی که همان آدمیّت ماست آشنایی کامل پیدا کرده و با تبعّیت از پیامبران و صالحان مکتب وحی با جسم و جان خویش صلح نمود.

و در یک جمله کوتا می توان گفت: بیاید که خود را بشناسیم تاکه زمینه شناخت از بانی هستی و بنیان گذار خلقت و آفرینش مساعد شود و در سایه ایمان به وحدانیت خدای جلیل به جلال و نور دست یافت. بقلم اللهیاری

@

 ©2003, Voice of Hazarajat
Last Update : 2011/03/30        >>>Back to Home