VHAبسم الله الرحمن الرحیم

خاطراتی از استاد شهید مزاری New
این داستان را بدقت بخوانید

بنام خدای بزرگ
تعداد چند تن از دوستان با تب و تلاش و کوشش داشتیم که , موتر را از پاین تپه به بالای تپه برسانیم ؛ گل و لای مانع و جنگل , خار و خاشاک مزاحم بود موتر ما مانند لاریهای قدیم می ماند که در واقع تمام خصوصیات آن در اذهانم موجود است.

همراهان حدوداً شش الا هفت نفر بیش نه بود که البته رهبری این هفت را خدای رحمتش کند استاد شهید عبدالعلی مزاری به عهده داشت. استاد مزاری با چهره بسیار زیبایش خطاب به همه ما فرمود که بچه ها قوم امروز زوز امتحان می باشد و روز آزمایش , خدای جلیل با نیروی جسمی و عقلی که به ما و شما داده است از همه ی ما فعالیت می خواهد , تلاش و کوشش می طلبد , باید برای رساندن این موتر به مقصد که همان بالای تپه باشد کمر همت را بست و مردانه وار شانه داد و در انجام این رسالت و مسؤولیت سنگین شجاعانه اقدام نمود 

سر بالای سنگین در پیش و جاده ی نیمه آباد را باید به هر طریق ممکن طی نمود , در این لحظه استاد شهید عبدالعلی مزاری خود با شال گردنی که با خود داشت در پیش روی موتر قرار گرفت و آن را به شاخ موتر بست و سر آن را بر کمر بست و سپس دستور داد که موتروان به وظیفه اش عمل کند و بقیه به دنبال باید با زور بازو موتر را هول دهند.  

خلاصه مطابق حکم رهبر عمل کردیم و با تلاش  وجدیّت تمام ، با سینه های پهن وارد کار شده , آهسته آهسته موتر با بازوان جوانان قوم به راه افتاد و بعد از عرق ریختنهای فروان بیاری خدا موتر را با تلاش بی وقفه به بالای تپه که هدف نهای بود رساندیم.

بعد از رسیدن به بالای تپه استاد شهید مزاری همه ما را جمع نموده و با متانت و استواری خطاب به همه ما فرمود: عزیزان من در زندگی خویش این موضوع را باید بدانید که همه ی کار از شدن هست و هر آنچه که اراده کنید به آن خواهید رسید و ایمان داشته باشید که خدای بزرگ شما را در رسیدن به اهداف والای انسانی تان یاری خواهند کرد ؛ امّا تصمیم و اراده ی عاقلانه و صحیح لازم است و اگر کمر همت را بسته کرده و بر خدا توکل کنید پیروزی شما حتمی خواهد بود.  

استاد با لهجه زیبای هزاره گی اش فرمود: بچه های قوم؛ تنها راهی که باید با دقت تمام به آن اندیشید وحدت نظر و هم آهنگی شماست و اگر همه ی شما یکدل و یک صدا هدف را دنبال نماید , و اگر قدرت و عظمت خویش را خوب بدانید ایمان داشته باشید  که نیروی شما دو چندان خواهد شد و خدای بزرگ نیز حامی کسانی خواهد بود که اتحاد و وحدت خویش را حفظ می کنند. 

سپس حجت السلام مزاری با اخلاص , عشق و عاطفه ی پدرانه رو به ما نموده و گفت : که فرزندانم رسالت من به پایان رسید و تا بالای تپه شما را حمایت و رهنمای نمودم من رفتم و رسالت خویش را در ارتباط  با شما فرزندان قوم به خوبی انجام دادم ؛ در آینده این شما هستید که باید محکم , استوار و با اراده ی قوی برای رسیدن به حق و اهداف عالیه انسانی تان مبارزه و تلاش کنید و در مقابل زورگویان مردانه مقاومت نماید. خدا حافظ شما , استاد آستین چپن شالی اش را بر شانه اش انداخت و تبسم کننان از نظرها غایب شد. 

با رفتن استاد غمگینی عاید گردید و اشکان چشم همه ما جاری شد و با گریه همه باهم دست بکار شدیم که باید به اهداف برسیم , دور و اطراف مملو از خار و خاشاک بود امّا باید نظر به فرموده استاد شهید عمل می کردیم و برای رسیدن به اهداف با چنگ زدن با خار و خاشاک مبارزه می کردیم

برای من در عالم خواب و رویا این تعجب خلق گردید که به قدرت الهی همه آن دسته های خار و خاشاکی را که چنگ می زدیم به دسته ی گل تبدیل می شد و همه باهم تعجب کنان در چیدن خارها و تبدیل شدن آن با دسته های گل به پیش می رفتیم .

بنده نیز که جزء از افراد همراه بودم غرق در تماشاه و با احساس داشتن دسته ی گل در دست از خواب بیدار شدم . و بالآخره پی بردم آنچه را که دیده ام خواب صادقه بود و رؤیایی که سخت مرا گریاند و به یاد رهبر شیهد انداخت و آن اینکه چگونه رهبر شهید با همت و تلاشش درس مقاومت شجاعت و مردانگی را به ما آموخت درسی که تا جهان هست برای هزاره شیعه آموزنده می باشد

 آنچه که در بالا بیان شد رؤیایی صادقه ی بود که بعد از شهادت استاد برایم پیش آمد و در نتیجه: تعبیر خوابم اینست که فرزندان قوم در تمام شرایط زندگی باید کمر همت را سفت و حکم بسته کنند و برای رسیدن به آرمان خویش مسیر استاد شهید حجت السلام مزاری را دنبال نمایند.

هرجامعه مرهون تلاش خویشند و دست آوردهای هر جامعه در گروی علم و کمال انسانی آن قوم بستگی دارند , و امروز روز بدست آوردن علم , کمال و هنر انسانی می باشد و نسل جوان هزاره باید پیش ازانیکه به دارایی و پل بیندیشند , کوشش کنند که دروازه قلم و کتاب را بروی شان باز کنند. اگرجامعه هزاره در بدست آوردن سواد و علم کامیاب شوند , ایمان داشته باشید که دروازه های ثروت و پول خود بخود بروخ شان باز خواهند شد. 

چرا اهل یهود و اسرایل این همه در بدست آوردن علم و کمال تلاش کردند و تلاش می کنند.آیا نه اینست که تسخیر و رسیدن به خواسته ها در قدم اول زیر نوک قلم خوابیده است و امروز آمریکا با تمام تجهزاتش زیر نظر یهود اداره می شود و این یهودی های صهیونیزم هستند که بر آمریکا و اروپا حکم می رانند..

خدا به پیامبر اسلام اولین نعمتیکه داد نعمت قلم بود و پروردگار عالم با قلم قسم یاد کرده و بر مسلمانان داشتن سواد و آموختن علم و کمال را واجب ساخته است و برای همین هم هست که یک ساعت تدبیر و تفکر در سایه دانش و علم بالاتر از هفتاد رکعت نماز تعبیر شده است. فلذا برای مرد و زن هزاره واجب است که خدای خویش را با علم و کمال بشناسند و زندگی خود و جامعه خویش را از طریق سواد و علم متحول نموده و سر و سامان بخشند.VHA.
نظر شما در این باره چیست؟"

رؤیایی صادقه ی که هرگز فراموش نه می شود New
این داستان را بدقت بخوانید

شبی در خواب تپه کوچک ولی بسیار , مجلل و دلکشی را دیدم که در میان آب سبز و دریای بیکران سمندر واقع بود صفایی آب و زیبایی منظره برایم لذت آفرین بود و هرمقدار که تماشاه می کردم به همان اندازه این منظره برایم دلکش تر می شد. انبؤ جمعیت برای تماشای این منظره ی دلربا گرد آمده بودند و از هر سو با زبان مختلف از جمله پشتو  و دری زمزمه برپا بود که خوشا برحال کسانیکه در داخل این منظره ی دلکش و زیبا سکونت دارد.

در پهلوی من دونفر از دری زبانان ایستاده بودند و با همدیگر این موضوع را بر زبان می راند ,او برادر این تپه ی مجلل و زیبا محل سکونت شهید عبدالعلی مزاری می باشد, او برادر نه می بینی که بالای درب ورودی این منظره زیبا نویشته شده منزل و اقامتگاه ابدی شهیــــــــــــــــد عبـــــــــدالعلی مزاری.

برادر خوشاه بحالش که دارای این منظره و مقام رسیده و براستی هم که آقای مزاری را مظلومانه شهید کردند و شهادت مظلومانه او باعث شده است که به این مقام و منزلت و آرگاه بارگاه برسد ، ورنه رسیدن به این نعمت عالی بسیار دشوار می باشد.

برای من که شاهد منظره ی زیبا و تپه خوش آب هوا در داخل سمندر بودم که , تعلق به استاد شهید حجــــــــــــــت الســــــــــــلام عبـــــــــــدالعلی مزاری داشت , این غبطه برایم پیدا شد که ایکاش ماهم مانند مزاری با صداقت قلبی برای احیایی مذهب شیعی و نجات قوم هزاره در افغانستان گام بر می داشتیم و ایکاش ماهم نسبت به مذهب , دین و ایمان مذهبی و منافع قوم خویش عاشقانه تلاش می کردیم و با عزّت , خودباوری و ایمان کامل بخدا برای احیایی حق ملت خویش در لباس رزم و شناخت از رنجهای ملی و مردم افغانستان ملبس می بودیم تا که مانند استاد شهید برای رسیدن به آرمان ملت تشیع و هزاره و سایر اقوام شهادتی در راه خدا نصیب ما می شد. و هزاران ایکاش دیگر در اذهان برایم مطرح شد.

حجـــــــــت الســـــــــلام مزاری چهره از چهره های شناخته شده ی دوران اخیر بود دشمنانش چه داخلی و خارجی او را خوب شناخته بودند و می دانستند که این مرد اگر بماند ما به هدف نه میرسیم و میدانستند که روزگاری توسط رهبری این مرد شیعه و هزاره های ساکن در افغانستان به بزرگترین قوم دلیر , شجاع و درعین قوم فداکار و قدرتمند تبدیل خواهند شد زیراکه یقین داشتند که هزاره ها در تمام امور اجتماعی و زندگی صادقند و پرکار و در همه ی ریشته ها نیز مرد میدان می باشند.

 لذا تاب تحمل استاد شهید مزاری را نداشته و برای از بین بردن او  و قومش توطهء ها را آغاز کردند و سر انجام این مرد مبارز را که برای احیایی حق شیعه و هزاره مبارزه مدلل و منطقی داشت را شهید نمودند. مزاری را ناجوان مردانه کشتند ولی این موضوع را که در شهادت او خودیهای نامرد نیز در لباس دوست و همکیش نقش داشته , و آنانیکه امروز در لباس ذلت ملبس گردیده  و درگوشه خزیده اند که نه کاری از آنها برای مذهب شیعه ساخته است و نه برای احیایی حقوق هزاره.

 آری حجــــــــــت السلام مزاری چهره تابناک تاریخ و ثمره صد سال تلاش هزاره های شیعه در افغانستان و مرد ماندگار که باید امروز نام او و عمل او و شهادتش برای فرزندان قوم الگو باشد. امروز همه ی فرزندان قوم مسؤولند که بدانند مزاری در افغانستان برای ملت شیعه و هزاره چه می خواست؟ و اهداف مقدسش چه بود؟ چرا دشمنانش این همه در مقابلش حساس بود؟ علت و عوامل این حسّاسیت چرا و در چیست؟ خدای رحمتش کند و روحش شاد.VHA
نظر شما در این باره چیست؟"

 

 ©2003, Voice of Hazarajat                                                                
Last Update : 2011/02/04        >>>Back to Home