VHAبسم الله الرحمن الرحیم

 مثبت و منفیها در زندگیی هزاره ها

بیرون زتو نیست آنچه که در عالم است - از خود بطلب هر آنچه که خواهی , توئی { مولانا}

اینجانب در پیرامون مردم و فرزندان قوم هزاره مطالعاتی بسیار عمیق دارم و در پیرامون شخصیت وجودی این قوم بزرگ بسیار اندیشیده ام. امّا در طول مطالعه و برداشت فکری من از حرکات و رفتار قوم هزاره , این نتیجه حاصل می شود که این قوم از نعمت تلاش برخوردارند امّا راه و طریق رسیدن به اهداف عالی و برتر را نه میدانند.

راستگو و صادقند امّا کنترول و اداره درونی در پیرامون صداقت خویش را ندارند و آنچه که در درون خویش دارند , بدون درک و شناخت از کسانیکه در مقابل او ایستاده اند , تمام رازهای پینهانی درون خویش را با او در میان میگذارند.

فرزندان این قوم از لحاظ فکری نسبت به سایر نژاد در افغانستان یقیناً بالا هستند , امّا با کمال تأسف عاقلانه عمل نه می کنند و عدم  اقدام مدبرانه  در سایه عقل و خرد باعث می شود که دنباله روی دیگران شده و با تقلید کور کورانه هستی خویش را قربانی فرش و ظرف و راه و رسمی میکنند که در آن هیچ سودی برای این قوم ندارد.

این قوم در پیرامون زندگی و انتخاب بعضی از برنامه های اجتماعی بسیار دلیرند , امّا دید باطن در باره آنچه که باید سنجیده انتخاب کنند را ندارند و با کمال بدبختی پیش ازآنیکه فکر کنند وارد انتخاب می شوند و پش ازانیکه بیندیشند کار را یک سره می نمایند و در باره آنچه که می خواهند انتخاب کنند , جستجو هرگز نه می کنند. لذاست که در مسایل امور اجتماعی این قوم همیشه دچار مشکل بوده و به اثباط رسیده است که کوته نگری و عدم دقت در امور اجتماع مردم هزاره دچار شکست هستند.

قوم هزاره در بدست آوردن علم و کمال علاقه فراوان دارند و فرزندان این قوم دوست دارند که که وارد مکاتب و پوهنتون و غیره شوند و براستی هم که شده اند امّا در استمرار بدست اوردن علم و کمال فقیرند و ادامه نه می دهند و اقدام را به انجام نه می رسانند , یکی از شکستهای بسیار جبران ناپذیر برای فرزندان این قوم همین است که در پیرامون آینده خود عاقلانه نه می اندیشند و از پهلوی سعادتهای علمی و کمال انسانی بدون دغدغه فکری عبور می کنند و این احساس در آنها وجود ندارد که جهان امروز و فردا نیاز به دانستن و فهمیدن دارد و باید علم آموخت و آینده خویش را در سایه کمال انسانی بیمه نمود.

آینده نگری لازمه حیات بشریتست و همه مسؤولند که در پیرامون آینده خود و اجتماع خویش دقیق بیندیشند , امّا مردم هزاره در این زمینه سخت ضعیف هستند و علت ضعف شان نیز همان کوتا نگری شان می باشد , در حالیکه همه هزاره ها از فکر و اندیشه عالی برخوردارند که اگر عاقلانه فکر کنند و اندیشه شان را به کار بیندازند , از ثمره فکر و هنر انسانی خویش بهره مند خواهند شد.

قوم هزاره قوم شاد و شادابند ولی شادبی خویش را به ساز و برگهای زودگذر دنیایی میدانند , امروز الحمدالله پول در میان مردم فراوانند , ولی با کمال تأسف این قوم شادابی خویش را در مصارف و خرج های بی حاصیلی میدانند که در آن هیچگونه ثمره و خیری برای شان ندارد  و غافل از آنند که بدانند , با این همه مصارف در خوشگذرانی و شادی هالها چه سودی بحال شان خواهند داشت؟

مردم هزاره در وحدت و اتحاد ضعیف ترین قوم در داخل افغانستان می باشند که نه تنها در افغانستان بلکه در همه جا چنین هستند , قوم گرای کور و برتری جویهای قومی این مردم را همیشه در کام جدال نگهداشته و دشمنان نیز ازمنفیهای قوم گرایی این مردم بهره ها را برده اند در انتخابات عمومی همیشه دچار رقابت منفی بوده و برتری جویهای قبیله ی مانع انتخاب صالح در میان این مردم می باشد و در این میان دلسوزترین افراد جامعه هزاره همیشه قربانی نادانیهای قوم خویش می شوند. این بلا در میان هزاره های کویته پاکستان به اوج خود رسیده است که حتی کمرشکنیها نیز صورت گرفته است. در حالیکه خدای بزرگ فقط برای شناخت , قوم و قبایل را البته در سطح دنیا مطرح کرده است.

این نکته را باید در میان گذاشت که اگر اصلاح در پیرامون عداوت های قوم و قبیله گرایی بوجود نیاید و هزاره ها در باره وحدت و اتحاد بنیادی فکر نکنند , خطرات بزرگتری را در پیش خواهیم داشت. باید ایمان داشت که خدا قوم پراکنده و پاشان را دوست ندارد.

مردم هزاره در پیرامون شعایر دینی و ایمان به خدای واحد کم نظیرند و در باره خدا پرستی این قوم شک و شبه نیست و در این زمینه باید به وجود این قوم افتخار کرد.

بزرگترین هنر تاریخی دیگر اینها اینست که این قوم خود اسلام شیعی را انتخاب نموده و بدست نماینده امام علی علیه السلام در ایام خلافتش مسلمان شیعه شده اند.

این قوم هم اسلام را پذیرفتند و هم ولایت امام علی علیه السلام با دیده دل پذیرا شدند و امروز اگر اسلام در افغانستان زنده است یقیناً در اثر فعالیتهای امت شیعی که همان هزاره ها باشند می باشد و مردم هزاره در افغانستان برای حفظ هویت خویش در سایه ولایت امام علی علیه السلام قربانیهای فراوان را نیز داده اند و اسلام را با چنگ و دندان تا به امروز حفظ کرده اند.

امّا در بعضی موارد افراط و تفریطها در این قوم نسبت به اسلام نیز وجود دارد که البته اگر دقیق بیندیشیم دشمنان از آن بهره ها را برده اند. و امیدوارم که دوستان در اثر تلاشهای علمی آن را بار دیگر جبران کنند و اسلام ناب را به معنی واقعی آن به جامعه هزاره عرضه کنند.

مردم هزاره در تاریخ خویش در افغانستان رنجهای فراوان دیده اند که در این زمینه تاریخ نویسان نویشته اند, ولی رنجهای مداویم بر این قوم , این مردم را زمین گیر ساخته و از حرکت به سوی  ارتقا باز داشته است.

امّا برای رهای از رنج ها و درد های تحمیلی راه های نیز وجود  دارد که اگر خود مردم  هزاره اقدام کنند , حتماً کامیابند و کامیاب خواهند شد.

 اولین زمینه کامیابی تلقین , خود بزرگ بینی , خود باوری و اعتماد بر نفس می باشد و یقیناً جواب تخاصم را باید با درایت فکری و گفتگوی مدبرانه پس داد , و اگر نشد باید دشمن را در اوایل حرکات تجاوزگرانه اش زمین گیر ساخت.

دومین راه کامیابی و رسیدن به اهداف عالیه انسانی تکبٌر ورزیدن در مقابل متکبران می باشد و این موضوع بر می گردد به حکم سریع اسلام به عنوان عبادت که باید در مقابل خودکامگان تکبٌر ورزید.

 ما باید به این نتیجه برسیم که شجاعت و دلیری از آن هزاره می باشد و فرزندان هزاره باید بدانند که در تمام شرایط زندگی مرد میدانند و برای حفظ حیثّیت خویش از هر طریق ممکن استفاده ی منطقی و عقلی را خواهند برد.

مردم هزاره زندگی گذشته را باید کنار بگذارند و در آینده بر قدرت بازوان خویش در سایه نیروی لایزالی خدا ایمان پیدا کنند و باید بپذیرند که خدا قوم دلیر و زنده را دوست دارد.

گرچه که از دید مردم هزاره اختلاف قومی درست نیست, امّا اگر یک زمان دیگران خواسته های شان را تحمیل کنند , هیچ راه جز مقاومت و از خود گذری نیست و باید مردانه وارد میدان مبارزه و دفاع از حریم قوم خویش شد....

بقلم اللهیاری

@

 ©2003, Voice of Hazarajat                                                                
Last Update : 2011/04/07        >>>Back to Home