خود باوری
و اعتماد به نفس
در ملت هزاره باید رشد کند
یکی از زیبایی های قوم زنده ی دنیا اینست که ریشه های توانستن در
آنان رشد و نموئی خاص دارد و ملتی که کلمه ی نمیشه را
از زندگی فرعی و اجتماعی خویش بیرون کرده باشند , ملت پیروز
,
سرفراز و شادابند و امروز به اثبات رسیده است که , هر قوم
,
و ملت
در گروئ
اندیشه و افکار خویشند و یقیناً اندیشه های
مردمی به ثمر می نیشیند
که دایم در فکر پیروزی هستند و در اثر تلقین و تلاشهای روزانه به کامیابی ایمان دارند و
با یک دنیا امید و تلاش , مردم خویش را به اوج
سعادت و کمال دعوت , هدایت و
رهنمایی می کنند.
زندگی روزانه شما با اندیشه ی توانستن اگر از عمق درون شما آغاز شود , یقیناً برایتان سلامتی و نشاط را به ارمغان خواهند
آورد , زیراکه سرآغاز حرکت شما بر پایه قدرت و نیروی جسمی خدا
دادی شما شروع شده است و خدای قادر و توانا زمینه رشد و تعالی را
برای زنان و مردانی مساعد می سازد که آنان کار روزانه خویش را با
شادابی و نشاط آغاز می کنند و دایم در فکر پیروزی و کامیابی
هستند.
زندگی روزانه افراد اگر باکسالت سستی و نق پیق زدنها آغاز شود و
مانند مادریال در در گرد و اطراف گندیده ها
بچرخند و کلمه ی نمیشه
را ورد زبان قرار دهند , این چنین افراد جامعه ی خویش را بکجا
خواهند کشاند؟ آیا نه اینست که اینها دروازه های سقوط
در گودال انحطاط و نا امیدی را بروی ملت خویش
می کشایند؟
ما در پیامگیر سایت خویش یک چنین مهمانانی را فراوان داریم که
دایم از ضعف و ناتوانی سخن می گویند و با قلم و کتابت اندیشه کش
خویش زهری را در گلوی بچه های قوم می ریزند و کوشش می کنند که با
منفی بافیها جلوی رشد و تکامل مردم و فرزندان قوم خویش را بگیرند و
با اندیشه منفی در فکر و ذکر شان اینست که باید در ساز و آواز
بیگانه ها رقصید.
در حالیکه آرزوی ما خودباوریهاست و ما ایمان داریم که اهل توانستن
هستیم و رشد عقلی و فکری ملت ما صد بار بالاتر از دیگرانند و ایمان
داریم که هزاره ها در اداره ی افغانستان به شکل احسن قادر خواهند
بود .
چرا هزاره ها خود نکارند و بر سفره ی تولید خویش خود نشینند؟
چرا هزاره ها جامعه
ی خویش را خود اداره نه کنند؟
چرا هزاره ها حافظ فرهنگ و ایمان خویش نباشند؟
چرا هزاره ها در تمام شرایط زندگی مردان روزگار خویش نباشند؟
چرا هزاره ها دارای دانشمنمدان , پرفیسورها و متخصصین مقتدیر
نباشند؟
چرا هزاره ها مسلط بر محیط و دیار خویش نباشند؟
چرا هزاره ها بر این باور نباشند که قدرت اختراع را دارند و می
توانند که بر بام بلند تولیدات در داخل و خارج سلطه پیدا کنند؟
خود باوریها و اعتماد بر بازوان تنومند لازمه ی حیات هر جامعه می باشد و باید ایمان داشت که
ملت هزاره می توانند هر آنچه را که بخواهند و خداوند عظیم نیروی
خاص خودش را در وجود فرد فرد ملت ما نهادینه نموده و کامیابی ما را
در سایه تحرک خود ما تضمین کرده است.
اگر خود نه جنبیم و مردم ما در فکر فردای بهتر نباشند , آیا
انتظار نصرت و پیروزی را از خداوند دارید؟ که ممکن نیست. زیراکه
خدا به شما نیروی حرکت را داده و یقیناً خدا از انسانهای دل مرده و
نا امید متنفر است.
خواهر و برادر:
این گز و این میدان , تا حرکت نکنی
در فکر کامیابی هم مباش. یا الله: پس چرا اندیشه
و افکار خویش را از کدورت
و ناپاکیها و از منفی فکر کردنها پاک نمی کنید؟
هزاره های عزیز: در انتظار دیگران نشستن ذلت
است , اگر خود برای خویش اقدام نکنید ایمان داشته باشید که در
لابلای هوتل و رستوران از آنجا که چشم شما در جیب این و آن و گوش
شما مطیع فرمان دیگران باشد ذلیلانه خواهید گندید.
خدای جلیل از
ما خواسته است که با داشتن تقوا و پرهیزگاری در فکر خرما و ارتزاق
در سایه داشتن کمال نیز باید بود و براستی که خدای مهربان صادقان
دلسوز آنانیکه که برای پیشرفت علم و کمال جامعه فعّالند را دوست
دارند.
وسلام
VHA