آیا جوانان هزاره سفیران صالح و مدبّران دلسوز خواهند بود؟

بنام خدای بزرک
آیا جوانان هزاره سفیران صالح و مدبّران دلسوز خواهند بود؟

با یکی از برادران مهاجر هزاره مقیم ..... مصاحبه ی داشته و از او خواستم که حال و زندگی اش را شرح دهد و از دیاریکه در آن هجرت نموده و کشور دوم برایش انتخاب کرده است برایم بگوید؟

ایشان از کشور جدیدش مطالب فراوانی را بیان داشت و تعریفهای را نمود و بر اساس احساسات از آزادی و خوشگذرانیهای مردم و از لب جوی و کنار سمندر و باغ و بوستانها و زنان برهنه و کاباره ها سخن گفت و گفت تا باینجا رسید.

از اینکه در هزاره جات چنین نیست هزاره بودن را برخود ننگ میداند و از اینکه در لابلای کوه های بابا و پامیر دیده بجهان کشوده است راضی نیست , و ازاز اینکه در خانواده مسلمان بدنیا آمده است نیز برای او درد دیگری است.

جوان بود و غرق در احساسات و همه چیز را از دید مادّی می دید , زرق و برق دنیای نو برایش خیره کننده و او را مجزوب ساخته بود و آنقدر در گرداب تفکر باطل دنیا گرایی فرو رفته بود که گوی عزیزما و فرزند قوم ما تا ابد الاباد در جهان آزاد اروپایی و در جمع جهان غیر دینی غرب زنده خواهند ماند.

از شنیدن صحبتهای فرزند قومم ناراحت شدم و ناراحتی من از این بود که چرا جوانان و فرزندان قوم ما در خارج از افغانستان در پیرامون رسالت انسانی خویش آنطوریکه باید نمی اندیشند؟

چرا هزاره بودن , و در دامن پدر و مادر مسلمان بدنیا آمدن را جرم و ننگ بدانند؟ چرا اندیشه کاذب در اذهان فرزندان قوم سایه اندازد؟ چرا این همه زود , خود فراموشی و تن دادن به فرهنگ بیگانه؟ فرهنگهای که بر خلاف فطرت انسانی بناء شده اند و در حالت مستی جامعه بشری را بسوی پستی و بیچارگی می کشانند؟ و هزاران چرا های دیگر.....

گفتم برادر عزیز : چند سال هست که هجرت کرده ی؟ گفت تقریباً 14 الی 15 سال.

گفتم اگر هجرت را انتخاب نه میکردی تا بحال چه میکردی؟ گفت نه میدانم؟

گفتم الان در کشور دوم خود وظیفه ات چیست؟ گفت راننده تاکسی هستم؟

گفتم در داخل افغانستان  نزدیک به 20 سال است که خیلی از فرزندان قوم از مکاتب و پوهنتون و دانشگاها فارغ التحصیل شده اند و الحمدالله در اکثریت دانشگاه ها و مکاتب بچه های قوم مشغول درس و هنر آموزیهایی هستند که در آینده انشالله هر کدام مردان روزگار خویش خواهند شد.

 آیا جناب عالی در این مدت یعنی کار با تاکسی و رانندگی , آنچه که کسب کرده ی چیست؟ گفت هیچ.

گفتم زمینه ورود شما به مکاتب در دیار نو مساعد نه بود؟ گفت چرا نه.

گفتم چرا تاکسی را اختیار کرده ای؟ دیگر جواب نداد.....

با خودم فکر کردم : ازینکه خیلی از فرزندان قوم آینده نگر نیستند تأسف خوردم که چراه فرصتهارا مفت از دست میدهیم ؟

یکی از برادران میگفت که عده از جوانان ما در استرالیا بیداری روز را از دست داده اند و شبها در گیم سینترها و کاباره ها مشغولند و عده نیز با امرار معاش بخور نمیر دولت استرالیا اکتفاه کرده اند و دارند در حال مدهوشی تایم پاس میکنند و فرصتها را مفت و رایگان قربانی هوسهای میکنند که در مخیله مردان بی ارزش در حال گردش می باشد و با خیال بافیها هزاره جات را در حال ساختن هستند.

حال: دوستان و عزیزان ما که درجهان خارج زندگی می کنند , آیا این موضوع را میدانند که آنان به عنوان سفیران مردم خویش رسالت بزرگی را بر عهده دارند؟

رسالت بسیار سنگین و معنی داریکه هم خدا بر شما حق دارد و هم قوم تان در داخل افغانستان. در این قسمت چند مطلب مهم را باید تذکر داد که قرار زیل است.

1 : اگر گفتم که خدا بر شما حق دارد دال بر اینست که مسلمان زاده هستید و با اظهار شهادتین به یکتایی خدا شهادت داده اید و این خودش تعهدیست که در عالم موجود از شما گرفته شده است و انسان مسلمان مسؤول است که بعد از تعهد به عهد خویش , که با خدای خود بسته اند پای بند و وفادار باشند.

2 : هیچ میدانید که اگر حوادث و اتفاقات تلخ در افغانستان بوجود نه می آمد حرکت , جنبش و تلاطم در روحیه و اندیشه شما ایجاد نه می شد؟

آیا میدانبد که مشکلات قومی و تعصبآت کور در داخل افغانستان بهانه گردید تاکه خدا شما را به اقصا نقاط جهان پراکنده سازد؟

براستی اگر توانایی و درک از پشت پرده های حکمت خداوندی را میدانستیم اعتراف می کردیم که خدای جلیل پخش و اشاعه ی اسلام را در دیار غیر مسلمین به عهده ما ها گذاشته است و لذاست که درهرکجای از جهان اگر وارد شده وساکن هستیم مسؤولیت داریم که عنعنات اسلامی و ملی خویش را حفظ نمایم و مدارس دینی و تکایایی خویش را نباید فراموش کرد.

3 : آنچه که قوم و مردم تان بر شما حق دارد , اینست که نباید قوم و دیار خود را فراموش کرد و نباید رنجهای طولانی , فقر و ناتوانی مردم خویش را نادیده گرفت.

4 : در هرکجای دنیا که به زندگی مشغولید , به عنوان سفیر خدا و قوم هزاره عنعنات دینی و هزارگی تان را به نمایش بگذارید و ایمان داشته باشید که حرکات عاقلانه ی شما در تمام حالات زندگی و باورهای دینی در جلب قلبها به سوی خدا موثر خواهند بود و اگر بنده ی خدایی را در اثر رهنمایی مدبرانه به سوی اسلام دعوت نمودید بدانید که انسانی را نجات داده اید.

 شما در خارج و داخل افغانستان با حمایت مالی و  علم آموزی خویش می توانید که بنیاد قوم تان را محکم و استوار ساخته و ایمان داشته باشید , جامعه که در پناه علم و کمال و دین باوری به پیش رود , استوار , پابرجا و مقاوم خواهند بود.

 لذا در بدست آوردن علم و کمال کوشش شما بر این باشد که برای نجات مردم خویش تلاش می کنید و در این راه بزرگترین رسالت را بر عهده دارید.

6 : دوستان من: صلح و امنیّت روحی شما در سایه ایمان به خدا و وحدت در میان خانه های شماست , اگر در منازل خویش امنیّت روحی و روانی ایجاد نمودید و اگر در میان والدین صلح پایدار حاکم بود یقین بدانید که به همان اندازه فرزندان و نو نهالان شما مطیع فرمان شما خواهند بود و به امر و نهی شما سر خواهند نهاد.

امروز تجربه شده است که اگر والدین پایبند دین و ایمان خود باشند و خدا را حاضر و ناظر در اداره زندگی بدانند , فرزندان نیز با تبعیت از والدین همان راه را تعقیب خواهند کرد.

فلذا با حفظ دین و یاد خدا در تقویه ی بنیاد خود و خانواده ی خویش بکوشید تا باشد که با حجاب , وقار و اقتدار دینی , سفیرانی خوبی از جانب مردم خویش در دیار دیگران باشید وجامعه و سرزمین آبایی خویش را با عمل صالح خود به جهانیان معرفی نماید و به جهانیان بفهمانید که هزاره ها قوم صلح دوست و مردم تلاشگرند و با ایمان محکم خویش بخدایی واحد آبادی افغانستان را در سایه علم و کمال انسانی می خواهند.

@

©2003, Voice of Hazarajat                                                      
Last Update : 2011/04/03        >>>Back to Home