جوانی لذّت بخش ترین دوره از دوره های حیات و زندگی می باشد و وجود
توانمند جوان است که سرنویشت آینده خود و اجتماع خویش را تعیّن می
کند. در جسم و جان جوان راز ها نهفته است که اگر در مسیر اصلح و
نیکو هدایت شود مشکلات اجتماعی را حلّ و آینده یک کشور را درخشان
ساخته و یقیناً با حرکت سرنویشت ساز خود جامعه خویش را به گلستانی
مبدّل خواهد نمود.

عاطفه ، احسان ، از خود گذری ، بردباری ، صبر و فراگیری علم و
دانش از جمله رازهای زیبایست که در وجود جوانان موجود بوده و جوان
می باشد که هم دارای نیروی کاریست و هم دارای توانمندی روحی , و
این دو بعد در جوان, از جوانان شخصیّتی می سازد که توان استقامت را نیز بر اساس
رسالت انسانی داشته باشند. بازوان توانا و تنومند در جامعه انسانی
جوانان هستند که اگر
, جوانان به جوانی خویش ارج نهند و به اصالت
انسانی خود بیندیشند
و این دوره ی بسیار با ارزش را مفت از دست ندهند.
امّا جوان و رسالت انسانی:
در بحث و گفتگو با جوانان عزیز این جانب به دو موضوع مهم برخورده
ام که جوانان جامعه برایم تعریف کرده اند.
تعریف اول:
می گویند جوانیست , خوش باش, این دوره را باید با تمام وجود در عیش
نوش و لذت بسر برد , میگویم چرا ؟ می گویند اگر جوانی به پایان
رسید و از دست رفت بر نه می گردد حیف است که خوش نباشیم و از زندگی
ظاهری بهره نبریم. می پرسم که لذّت و بهره ی زندگی را چگونه تعریف
می کنید؟ می گویند: ای بابا رقص آوازخوانی, پارتی ، عشق و رابطه ها
از نوع جنسی با جنس مخالف ولو در هر شکلش, حرام یا حلال. همچنین
بدست آوردن پول ، ثروت, و داشتن شهرت و توانمندیهای اجتماعی از نوع
زور ، و قدرت و ..... تعجب کنان می پرسم که بیشتر از این چه؟ می
گویند همین.
تعریف دوم .
می گویند جوانیم و مسووُلیتها سنگین می باشد . فرصت کم و مرگ به
دنبال, چه باید کرد که به اهداف عالیه ی انسانی رسید؟ می پرسم که:
اهداف انسانی را چگونه برسی می کنید؟ می گویند که در قدم اول:
نیرومندیم و قدرت انجام هر عمل مثبت و منفی از ما ساخته است. چه
بهتر که گامهارا مبث بر داشته و برای آینده ی درخشان بیندیشیم. می
گویم مثلاً؟ می گویند: اولّین گامی که باید برداشت رجوع به سوی
کمال انسانی هست که عبارت از خدا پرستی و عبادت می باشد. اگر در
ایام جوانی اطاعت از خدا را بدست بیاوریم, زندگی ما بیمه خواهد شد
, برای اینکه خدا شاهد بر همه حرکات ما بوده و ما را در خواسته های
فردی و اجتماعی رهنمائی و یاری خواهند کرد. در قدم دوم اطاعت
والدین می باشد, و اطاعت والدین است که گامها را استوار ساخته و مسیر
خدمت به جامعه را هموار می سازد. اگر بخواهیم که به جامعه خدمت
نمایم شرط اول آن اینست که , خدمت گذار صادق در فامیل باید بود و
احترام به اعضای خانواده سر آغاز همه ی احترامهاست . و اگر جوان در
خانه خویش از نیروی جسمی برعلیه خانواده اش استفاده نکرد؛ جوانیست
که دارای فضیلت و برکت بوده و در اجتماع نیز هر پست و مقامی که
بدست آورد به سود و زیان اجتماع خواهد اندیشید.
می گویم در باره دنیا بیشتر می اندیشی یا آخرت؟ می گویند: اگر دنیا
را نداشته باشیم ممکین به آخرت نیز مطابق میل نخواهیم رسید. امّا
درک حلال و حرام واجب است و نباید درآمد دنیایی خویش را بدون
کنترول بدست آورد. خدا روزی حلال را در اختیار ما قرار داده است ,
که اگر بدانیم. تلاش و کوشش برای بهتر ذیستن واجب شرعی بوده و همه
انسان در گروی تلاش خویشند و باید تلاش کرد که هم برای خود بکاریم
که نیاز فطرئی حیات موجوده ی ماست و هم نیازعالم برزخ و قیامت یعنی
بعد از مرگ ما. و اگر تفکر مرگ و جهان بعد از مرگ پیدا شد, آن وقت
است که توان خدمت را نیز بدست خواهیم آورد. و با تلاش خویش برای
بهبود زندگی مردم نیز در خدمت جامعه خویش خواهیم بود. خدا انسان
صادق و راستگو را دوست دارد. فلذا باید صادق و راستگو باشیم , تا
که مورد لطف و احسان خدا قرار گریم. انشالله. ادامه دارد
بقلم اللهیاری